Explore every episode of the podcast شاهنامه خوانی در انجمن ایرانشهر و ادب پارسی
| Title | Pub. Date | Duration | |
|---|---|---|---|
| رستم و اسفندیار۳-۹۱ | 16 Jul 2025 | 00:48:23 | |
شاهنامه با سیروس ملکی | |||
| ۹۰- رستم و اسفندیار ۲ | 01 Jul 2025 | 00:44:56 | |
شاهنامه با سیروس ملکی | |||
| ۸۱ شاهنامه خوانی در خانه ادب ادامه گشتاسپ | 24 Apr 2025 | 01:01:29 | |
شاهنامه با سیروس ملکی | |||
| ۸۰ گشتاسپ- شاهنامه خوانی در خانه ادب پارسی | 24 Apr 2025 | 01:05:17 | |
شاهنامه با سیروس ملکی | |||
| شاهنامه خوانی در خانه ادب پارسی -انتهای لهراسپ- ۷۹ | 17 Mar 2025 | 01:00:49 | |
شاهنامه با سیروس ملکی | |||
| ۷۸- هنرنمایی گشتاسپ | 09 Mar 2025 | 00:55:39 | |
شاهنامه با سیروس ملکی | |||
| روایت نبرد گشتاسپ با گرگ شاهنامه با سیروس ملکی ۷۷- | 27 Feb 2025 | 00:54:34 | |
داستان گشتاسپ و نبرد با گرگ یکی از بخشهای جذاب و حماسی شاهنامه فردوسی است که در جریان ماجراهای زندگی گشتاسپ، پدر اسفندیار، روایت میشود. این نبرد نشاندهندهی دلاوری و تواناییهای او در جنگاوری است. در روایات شاهنامه، گشتاسپ، پسر لهراسب، پادشاه ایران، به دلیل برخی اختلافات از دربار پدر رانده میشود و سرگردان به دیار روم میرود. او در آنجا نزد قیصر روم پناه میگیرد و به عنوان یک جوان ناشناس زندگی میکند. قیصر که از مهارتها و شجاعت او آگاه نبود، ابتدا او را به کارهای پست میگمارد. در یکی از ماجراها، منطقهای از سرزمین روم گرفتار حملات یک گرگ بزرگ و هولناک میشود که به مردم و احشام آسیب میزند. هیچکس توان مقابله با این گرگ را ندارد و قیصر در جستجوی پهلوانی برای کشتن این موجود است. گشتاسپ داوطلب میشود تا با گرگ بجنگد. او که فرزند شاه ایران و مردی نیرومند بود، با تیر و کمان، شمشیر و گرز به نبرد با گرگ میرود. در یک درگیری سخت، با نیروی بازو و مهارت جنگی خود گرگ را از پای در میآورد و بدین ترتیب نام خود را در دربار روم بلندآوازه میکند. پس از این دلاوری، قیصر به او توجه بیشتری نشان میدهد و او را به مقام بالاتری میرساند. | |||
| ۷۶- کتایون و گشتاسپ. شاهنامه با سیروس ملکی | 22 Feb 2025 | 00:47:35 | |
نشست های شاهنامه خوانی انجمن ایرانشهر دماوند و انجمن ادب پارسی. | |||
| شاهنامه با سیروس ملکی ۷۵ | 11 Feb 2025 | 00:50:46 | |
پس از کشته شدن سیاوش و روی کار آمدن کیخسرو، او تصمیم میگیرد انتقام خون پدرش را از افراسیاب بگیرد. پس از سالها نبرد، سرانجام افراسیاب شکست میخورد و کشته میشود. کیخسرو که از آینده خود آگاه است، میداند که قدرت شاهی برای او خطرناک خواهد شد. به همین دلیل، پس از پیروزیهایش، تاج و تخت را به لهراسب واگذار میکند و خود به عزلت میرود. او همراه با چند تن از نامداران ایران، از جملهطوس، فریبرز، گیو، بیژن و گستهم، عزم کوه و برفستان میکند تا به جهان مینوی بپیوندد. در این مسیر، برف و سرمای شدیدی بر آنان نازل میشود. کیخسرو که به فرمان الهی از این سرنوشت آگاه است، خود را از این قافله جدا میکند و به آسمان عروج میکند، اما یارانش یکی پس از دیگری در میان برف و سرما جان میسپارند.
این بخش یکی از غمانگیزترین و نمادینترین صحنههای شاهنامه است که پایان دورهای از پهلوانی و حماسه را به تصویر میکشد. | |||
| سیر شدن کیخسرو از پادشاهی- ۷۴ | 03 Feb 2025 | 00:49:13 | |
داستان سیر شدن کیخسرو از پادشاهی در شاهنامه فردوسی، بخشی از سرگذشت این پادشاه اسطورهای است. کیخسرو پس از سالها فرمانروایی، فتح سرزمینهای دشمن، و برقراری عدالت، به مرحلهای میرسد که از دنیا و پادشاهی دلزده میشود. کیخسرو، که در جوانی با اشتیاق و انگیزه به جنگ افراسیاب و دشمنان ایران پرداخته بود، پس از رسیدن به اوج قدرت، به تدریج احساس میکند که دنیا گذرا و بیارزش است. او پیشبینی میکند که اگر بیش از این در دنیا بماند، دچار سرنوشتی تلخ خواهد شد. ازاینرو، تصمیم میگیرد که پادشاهی را ترک کند و خود را برای رسیدن به جهانی برتر آماده سازد. پیش از کنارهگیری، کیخسرو لهراسب را به جانشینی خود برمیگزیند و او را پادشاه ایران میکند. سپس بزرگان و پهلوانان را جمع کرده و با آنان وداع میکند. پس از سپردن حکومت، کیخسرو با گروهی از یاران نزدیک خود به کوهستان میرود تا در خلوت به نیایش و عبادت بپردازد. در این سفر، بسیاری از یاران او که همراهش بودند، در اثر سرما و سختیهای راه از دنیا میروند. اما خود کیخسرو بهطرز اسرارآمیزی از دیدهها پنهان میشود و دیگر کسی او را نمییابد. این بخش از شاهنامه، نشانهای از مفهوم زهد و وارستگی در فرهنگ ایرانی است. کیخسرو، پس از کسب قدرت، به پوچی دنیا پی میبرد و راه رستگاری را در ترک آن میبیند. این داستان همچنین تأکیدی بر چرخهی گذرا و ناپایدار بودن دنیا دارد. | |||
| ۷۳ -۱۳ پایان کیخسرو .شاهنامه با سیروس ملکی | 27 Jan 2025 | 00:58:25 | |
شاهنامه با سیروس ملکی: پس از قریب به ۶۰ سال فرمانروایی ظفرمندانه به همراه پیروزیهای بزرگ برای ایران، کیخسرو از تخت سلطنت کنار میرود و آن را برای جانشینش، لهراسپ، باقی میگذارد. گفته میشود او به کوهها برای نیایش رفت و زندگانی جاودان یافت و در عهد سوشیانس (منجی زرتشتیان) او برای یاری باز خواهد گشت. برخی از پهلوانان نیز که با او بودند در برف گم میشوند. بر اساس اشعار شاهنامه او پس از سپردن پادشاهی و وداع با یاران و بزرگان سپاه، خود تن در آب روشن شستشو داد و بر فراز کوهی، در سپیده دم و با طلوع خورشید ناپدید شد. تطابق مکانهای ذکر شده در شاهنامه از سوی کارشناسان نشان میدهد که این کوه محلی است در شهرستان شازند از توابع استان مرکزی که به همین نام یعنی کوه شاه نامیده میشود در این کوه غاری وجود دارد که همه ساله میزبان پرستشگران کیش زرتشت است تا بدان جا که در دورههای مختلف تاریخی از سوی پادشاهان مکانی مقدس تلقی میشده و هدایایی به آن اهدا میشده است در ورودی غار لوحی وجود دارد که نام پهلوانان همراه کیخسرو برآن منقش بوده که البته به مرور زمان دچار تخریب گشته است. در طی ادوار مختلف داستانهای عجیب بسیاری از سوی ساکنان روستاهای اطراف در خصوص ماهیت این غار و کیخسرو نقل شده است. | |||
| - کی خسرو ۱۲ -۷۲شاهنامه با سیروس ملکی | 20 Jan 2025 | 01:32:14 | |
شاهنامه با سیروس ملکی | |||
| رستم و اسفندیار ۸۹- از شگرف اغازی | 25 Jun 2025 | 00:47:56 | |
شاهنامه با سیروس ملکی | |||
| جنگ بزرگ کیخسرو ۱۱-۱ ۷ | 06 Jan 2025 | 00:51:07 | |
شاهنامه با سیروس ملکی | |||
| شاهنامه - انجمن ایرانشهر دماوند- ۷۰ - کیخسرو -۱۰ | 30 Dec 2024 | 00:53:43 | |
شاهنامه با سیروس ملکی | |||
| جنگ بزرگ کیخسرو قسمت نهم ،۶۹ در انجمن شاهنامه خوانی دماوند و ادب پارسی | 22 Dec 2024 | 00:36:07 | |
همراه با قسمت هایی از اجرای اهنگ در شب یلدای ۱۴۰۳ | |||
| جنگ بزرگ کیخسرو قسمت هشتم ،۶۸ | 15 Dec 2024 | 00:58:01 | |
شاهنامه با سیروس ملکی | |||
| جنگ بزرگ کیخسرو قسمت هفتم ۶۷ | 08 Dec 2024 | 00:45:15 | |
شاهنامه خوانی با سیروس ملکی کیخسرو پس از پادشاهی، برای خونخواهی سیاوش، توس را با سپاهی برای جنگ به توران میفرستد. در این جنگ، فرود کشته شد و توس شکست خورد. در لشکرکشی دوم رستم به یاری توس و ایرانیان میشتابد. پس از آن کیخسرو سیهزار لشکر نامدار و سواران شمشیرزن، رستم، سران و بزرگان ایرانزمین را گردآورد و به خونخواهی سیاوش برانگیخت. لشکر به فرماندهی رستم به راه افتاد و بر توران چیره شدند. رستم گنگدژ را گشود و بر جای افراسیاب نشست. سپس پیشروان سپاه ایران به فرماندهی کیخسرو بر پیشاهنگان سپاه افراسیاب یورش بردند و آنان را شکست دادند. جنگ چهل سال به درازا کشید. افراسیاب گریخت و از جیحون گذشت. پس از آن در پس چین به نیرنگ از دریا گذشت و در گنگدژ پنهان شد. کیخسرو به دنبالش رفت و چون به چین رسید، با کشتی از دریا گذشت و به گنگدژ رسید. ولی به افراسیاب دست نیافت و به ایران بازگشت. | |||
| جنگ بزرگ کیخسرو قسمت ششم | 02 Dec 2024 | 01:04:03 | |
شاهنامه با سیروس ملکی | |||
| جنگ بزرگ کیخسرو قسمت پنجم ۶۵ | 24 Nov 2024 | 00:57:59 | |
همراه با سیروس ملکی | |||
| جنگ بزرگ کیخسرو -قسمت سوم | 12 Nov 2024 | 01:34:11 | |
پس از سالها کشمکش و درگیری، کیخسرو، شاه جوان و شجاع ایران، با افراسیاب، پادشاه توران، به نبردی تمامعیار میپردازد. این جنگ نه تنها بر سر قدرت و سرزمین، بلکه بر سر انتقام خون سیاوش، پدر کیخسرو، نیز درگرفته است. | |||
| جنگ بزرگ کیخسرو برنامه ۶۱ و ۶۲ | 05 Nov 2024 | 01:34:11 | |
| |||
| ۶۰- دوازده رخ قسمت یازدهم - شکوه رفاقت | 13 Oct 2024 | 00:53:53 | |
شاهنامه خوانی درانجمن ایرانشهر ۶۰ دوازده رخ قسمت یازدهم با سیروس ملکی. نبرد گستهم با لهاک و فرشیدورد و نجات او توسط بیژن در ادامه نبرد دوازده رخ، پس از کشته شدن سران سپاه توران، لهاک و فرشیدورد تصمیم میگیرند تا از میدان نبرد فرار کنند. اما گستهم با شجاعت و غیرتی مثال زدنی، به دنبال آنها میرود تا از فرارشان جلوگیری کند. نبردی تن به تن: گستهم در یک تعقیب و گریز نفسگیر، لهاک و فرشیدورد را در یک بیشه پیدا میکند. نبردی تن به تن و خونین بین آنها درمیگیرد. گستهم با مهارت و قدرتی که از او سراغ داریم، ابتدا فرشیدورد را از پای درمیآورد. سپس نوبت به لهاک میرسد، که با تمام قوا به مقابله با گستهم میپردازد. این نبرد طولانی و طاقتفرسایی است، اما در نهایت گستهم با ضربهای دقیق، لهاک را نیز از پای درمیآورد. زخمی شدن گستهم: با این حال، پیروزی گستهم با قیمت بالایی تمام میشود. او در این نبرد زخمیهای عمیقی برمیدارد و به شدت مجروح میشود. به طوری که دیگر توان حرکت کردن ندارد و در همان بیشه رها میشود. نجات گستهم توسط بیژن: بیژن که نگران وضعیت گستهم است، به دنبال او میگردد و در نهایت او را در آن بیشه پیدا میکند. با دیدن حال وخیم گستهم، بسیار ناراحت میشود اما به او دلداری میدهد و قول میدهد که او را به سلامت به نزد شاه برساند. بازگشت به اردوگاه: بیژن با دشواری بسیار، گستهم را بر روی اسب خود سوار میکند و به سمت اردوگاه ایران حرکت میکند. در طول مسیر، بیژن از گستهم مراقبت میکند و به او آب و غذا میدهد. تشویق گستهم توسط شاه: هنگامی که بیژن و گستهم به اردوگاه میرسند، شاه از دیدن آنها بسیار خوشحال میشود. او از شجاعت و فداکاری گستهم بسیار تقدیر و تشکر میکند و دستور میدهد تا بهترین پزشکان برای درمان او اعزام شوند. پس از مدتی، با تلاش پزشکان و دعاهای شاه، گستهم بهبود مییابد و به سلامتی کامل بازمیگردد. پیامدهای این رویداد: این رویداد نشان میدهد که گستهم نه تنها یک جنگجوی قدرتمند، بلکه یک انسان وفادار و فداکار نیز هست. او جان خود را برای حفظ امنیت ایران و شاه به خطر میاندازد و در این راه از هیچ تلاشی فروگذار نمیکند. همچنین، این رویداد نشان میدهد که دوستی بیژن و گستهم چقدر عمیق و پایدار است. The Battle Between Gostaham, Lahhak, and Farshidvard, and His Rescue by Bijan Following the Battle of the Twelve Rooks: After the defeat of the leaders of the Turanian army, Lahhak and Farshidvard decide to flee the battlefield. However, Gostaham, with unparalleled courage and determination, chases after them to prevent their escape. A Fierce One-on-One Battle: In a breathless chase, Gostaham finds Lahhak and Farshidvard in a thicket. A bloody one-on-one battle ensues between them. Gostaham, with his renowned skill and strength, first takes down Farshidvard. Then, it is Lahhak’s turn, who fights back with all his might. It is a long and grueling battle, but in the end, Gostaham strikes a precise blow, bringing Lahhak down as well. Gostaham's Injuries: However, Gostaham's victory comes at a high price. He suffers severe wounds during the battle, leaving him unable to move. He is left behind in the thicket, gravely injured. Gostaham's Rescue by Bijan: Worried about Gostaham’s condition, Bijan sets out in search of him and eventually finds him in the thicket. Seeing Gostaham's dire state, Bijan is deeply distressed but reassures him, promising to safely bring him back to the king. Return to the Camp: With great difficulty, Bijan lifts Gostaham onto his horse and heads back toward the Iranian camp. Along the way, Bijan cares for Gostaham, providing him with water and food. The King's Praise for Gostaham: When Bijan and Gostaham reach the camp, the king is overjoyed to see them. He expresses deep gratitude for Gostaham’s bravery and sacrifice, and orders the best physicians to tend to his wounds. After some time, with the efforts of the physicians and the king’s prayers, Gostaham recovers and regains his full health. Consequences of This Event: This event demonstrates that Gostaham is not only a powerful warrior but also a loyal and selfless individual. He risks his life to protect the safety of Iran and the king, leaving no effort spared. Moreover, this .event highlights the depth and strength of the friendship | |||
| ۸۸- اغاز داستان رستم و اسفندیار | 17 Jun 2025 | 01:01:40 | |
شاهنامه با سیروس ملکی ۸۸ | |||
| ۵۹-دوازده رخ قسمت دهم. نبرد رخ دوازدهم | 06 Oct 2024 | 00:50:41 | |
گستهم، پهلوان نامدار ایرانی، در داستان دوازده رخ شاهنامه فردوسی، یکی از نقشهای کلیدی را ایفا میکند. او در نبردهای تن به تن و حماسی این داستان، شجاعت، دلاوری و مهارت خود را به نمایش میگذارد.
داستان دوازده رخ یکی از مهمترین بخشهای شاهنامه است که در آن، نبردهای حماسی میان ایرانیان و تورانیان به تصویر کشیده شده است. این داستان، نمادی از مبارزه خیر و شر، حق و باطل است و نشان میدهد که چگونه ایرانیان با شجاعت و دلاوری در برابر دشمنان خود ایستادگی میکنند. نکات قابل توجه:
| |||
| ۵۸-دوازده رخ قسمت نهم. جنگ تن به تن | 30 Sep 2024 | 00:50:44 | |
شاهنامه خوانی درانجمن ایرانشهر ۵۸ دوازده رخ قسمت نهم با سیروس ملکی. در این رویاروییها، گیو با گروی زره مواجه میشود، همان کسی که ریش سیاوش را گرفت و سرش را برید. فریبرز، پسر کاووس، با کلباد ویسه وارد نبرد میشود. رهام، پسر گودرز، با بارمان درگیر میشود، در حالی که گرازه با سیامک به جنگ میرود و گرگین کارآزموده با اندریمان مبارزه میکند. بیژن گیو با رویین، جنگجویی نیرومند، رو به رو میشود و سایر پهلوانان ایرانی نیز با جنگجویان تورانی نبرد میکنند. در این میان، سپهدار گودرز و پیران نیز با کینه و انتقام وارد میدان نبرد میشوند. هر دو سپهبد سوگند میخورند که تا پایان نبرد از دشمنی دست برنخواهند داشت و تا زمانی که سرنوشت جنگ مشخص نشود، مبارزه ادامه خواهد یافت. صحنه نبرد به گونهای است که دو لشکر در برابر هم صفآرایی کردهاند؛ یک سو سپاه ایران و سوی دیگر سپاه توران. در میان آنان دشتی پهناور قرار دارد که نبرد بر روی آن جریان مییابد. سپهدار گودرز نشانی برای سربازان خود میگذارد: هر کس که دشمنی را شکست دهد، باید درفشی بر بالای سر خود برپا کند تا پیروزیاش نمایان شود. پیران نیز برای سپاه توران نشانی مشابه قرار میدهد. با شروع نبرد، هر دو سپاه آماده خونریزی و مبارزه با تیغ و گرز و تیر میشوند. جنگجویان توران و ایران، هر کدام با سلاحهای خود وارد میدان نبرد شده و مبارزهای بیرحمانه آغاز میشود. در این هنگام، یزدان اراده میکند که نیروی تورانیان کاهش یابد و در نهایت، بسیاری از آنها شکست خورده و اسبهای جنگیشان از حرکت بازمیمانند. روز به ضرر تورانیان میچرخد و خون در میدان نبرد به جوش میآید. در پایان، پهلوانان و جنگجویان از هر دو سو، جان خود را در راه پادشاهی و افتخار فدا میکنند و مبارزه همچنان ادامه دارد. | |||
| شاهنامه خوانی درانجمن ایرانشهر ۵۷ دوازده رخ ۸ قسمت سیروس ملکی | 15 Sep 2024 | 00:54:42 | |
| |||
| شاهنامه خوانی انجمن ایرانشهر ۵۶ -دوازده رخ ۷ | 10 Sep 2024 | 00:53:57 | |
کرا گردش روز با کام نیست و را مرگ با زندگانی یکیست | |||
| شاهنامه خوانی درانجمن ایرانشهر۵۵-دوازده رخ قسمت ۵ | 04 Sep 2024 | 00:36:39 | |
شاهنامه خوانی درانجمن ایرانشهر۵۵-دوازده رخ قسمت ۵ | |||
| ۵ شاهنامه خوانی درانجمن ایرانشهر۵۴ دوازده رخ | 25 Aug 2024 | 00:57:34 | |
| |||
| ۴ شاهنامه خوانی درانجمن ایرانشهر۵۳- دوازده رخ قسمت | 24 Aug 2024 | 00:46:31 | |
بیژن در نبردی تن به تن با هومان، برادر پیران ویسه، فرمانده بزرگ تورانیان، روبرو میشود. این نبرد یکی از مهمترین و سرنوشتسازترین نبردها در شاهنامه است که در آن بیژن پس از مبارزهای سخت، موفق میشود هومان را شکست داده و او را به قتل برساند. این پیروزی، نقش مهمی در تقویت روحیه سپاه ایران و تضعیف نیروهای تورانی دارد و بیژن را به عنوان یکی از قهرمانان بزرگ شاهنامه برجسته میکند. | |||
| ۵۲- شاهنامه خوانی درانجمن ایرانشهر دوازده رخ قسمت ۳ | 12 Aug 2024 | 01:07:58 | |
یوستن بیژن به گودرز در زیبّد و قتل هومان، یکی از رویدادهای مهم و سرنوشتساز شاهنامه است که ابعاد مختلفی از جمله تاریخی، حماسی و نمادین دارد. این روایت، به عنوان نمونهای از داستانهای پهلوانی و حماسی، به مخاطب انگیزه و امید میدهد و ارزشهای والایی همچون شجاعت، وطندوستی و عدالتخواهی را ترویج میکند. | |||
| شاهنامه خوانی درانجمن ایرانشهر دوازده رخ -قسمت دوم سیروس ملکی | 04 Aug 2024 | 00:53:07 | |
این داستان روایت جنگ دوازده پهلوان ایرانی با دوازده پهلوان تورانی است که از جمله داستانهای جذاب و پر از هیجان ادبیات کهن ایران به شمار میآید. خلاصهای از داستان دوازده رخ: پهلوانان ایرانی به فرماندهی گیو، گودرز، و طوس به نبرد با پهلوانان تورانی به فرماندهی پیران ویسه میروند. در این نبرد، دوازده پهلوان ایرانی و دوازده پهلوان تورانی با هم مبارزه میکنند. هر یک از پهلوانان ایرانی در برابر یکی از پهلوانان تورانی قرار میگیرد و در نهایت پهلوانان ایرانی پیروز میشوند. این داستان با مضامین شجاعت، وفاداری، و وطنپرستی همراه است و از نقش اساسی پهلوانان در دفاع از ایران زمین سخن میگوید. دوازده رخ یکی از مثالهای برجسته حماسههای پهلوانی است که توانسته به خوبی فرهنگ و ارزشهای جامعه ایرانی را بازتاب دهد. | |||
| شاهنامه خوانی درانجمن ایرانشهر-دوازده رخ قسمت اول سیروس ملکی | 29 Jul 2024 | 00:40:25 | |
جنگ دوازدهرخ جنگ دوازدهرخ: حماسهای از شاهنامه فردوسی جنگ دوازدهرخ یکی از مهمترین و حماسیترین رویدادهای شاهنامه فردوسی است که به تقابل تاریخی میان ایران و توران میپردازد. این جنگ، ادامهی کشمکشهای دیرین این دو سرزمین است و نشاندهندهی اوجگیری مجدد جنگهای ایران و توران پس از وقایع سیاوش میباشد. اهمیت جنگ دوازدهرخ:
مراحل اصلی جنگ:
پیامدهای جنگ:
جنگ دوازدهرخ در ادبیات فارسی: فردوسی در شاهنامه به زیبایی و با جزئیات فراوان به توصیف این جنگ پرداخته است. او با زبانی شیوا و حماسی، شجاعت و رشادت پهلوانان را به تصویر کشیده و خواننده را به دنیای پر هیجان نبردها میبرد. این داستان حماسی، سالهاست که الهامبخش شاعران و نویسندگان ایرانی بوده است و همچنان به عنوان یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ ایران شناخته میشود. | |||
| شاهنامه با سیروس ملکی -۸۷- خان ۶و۷ اسفندیار | 09 Jun 2025 | 01:02:09 | |
شاهنامه با سیروس ملکی ۸۷ | |||
| ۴۹- بیژن و منیژه -جشن آراستن خسرو از برای رستم | 23 Jul 2024 | 00:45:04 | |
نشست ۴۹- شاهنامه خوانی انجمن ایرانشهر -ین داستان عاشقانهای از شاهنامه است که رابطه پیچیده و پرفراز و نشیب بین بیژن و منیژه را روایت میکند. بیژن، که به فرمان کیخسرو برای مبارزه با گرازان به سرزمین ارمانیان میرود، به صورت تصادفی با منیژه، دختر افراسیاب، آشنا میشود. این آشنایی به سرعت به عشقی عمیق تبدیل میشود که منیژه را وادار میکند تا برای حفظ بیژن دست به اقدامات جسورانهای بزند. منیژه با وفاداری تمام، حتی در شرایط سخت و خطرناک، به عشق خود به بیژن وفادار میماند. او برای نجات بیژن از چاه، از هیچ تلاشی فروگذار نمیکند و تمام داراییها و زندگی خود را در این راه فدا میکند. عشق و وفاداری منیژه به قدری عمیق است که او کشور و خانواده خود را ترک میکند و همراه بیژن به ایران میرود. این داستان نشاندهنده اهمیت عشق و وفاداری در ادبیات کلاسیک فارسی است و به طور خاص، نقش زنان قوی و مقاوم در این داستانها را برجسته میکند. منیژه با انتخابهایش نشان میدهد که عشق واقعی میتواند بر تمام موانع غلبه کند | |||
| ۴۸ شاهنامه خوانی - بیژن و منیژه- دیدار منیژه با رستم و آگاه شدن رستم از داستان بیژن | 08 Jul 2024 | 01:02:59 | |
شاهنامه خوانی انجمن ایرانشهر دماوند بیژن و منیژه گرگین میلاد که به هدف خود رسیدهبود، به ایران بازگشته و داستانی میسازد که بیژن کشته شدهاست. شاه خشمگین میشود و دستور میدهد او را به بند کنند. باوجود مقبولیت ادعای گرگین، گیو مرگ پسرش را باور نمیکند. در این هنگام کیخسرو با دیدن اندوه گیو، جام جهاننمای خود را پیش آورده و احوال کشور را در آن مشاهده میکند. به دنبال این، بالاخره کیخسرو در جام جهاننما بیژن را میبیند. گیو نامهای از سوی شاه به زابلستان نزد رستم میفرستد. رستم همراه گروهی برای نجات بیژن رهسپار توران میشوند و پیش از آن، به درخواست گرگین میلاد، برای او نزد شاه پادرمیانی میکند تا وی آزاد گردد. رستم و گروهش، لباس تاجران و بازرگانان بر تن میکنند که کسی آنجا متوجه نیتشان نشود. پس از آن، بهعنوان تاجر در توران غرفه میزنند. دیدار منیژه با رستم و آگاه شدن رستم از داستان بیژن منیژه که سرگردان، با سر و پای برهنه، بهدنبال غذا برای بیژن بود، به گروه رستم میرسد. از زبانشان میفهمد که ایرانی هستند و برایشان داستان را شرح میدهد و از گیو و رستم و کیخسرو میپرسد. رستم که مظنون شده، واقعیت را فاش نمیکند، اما به منیژه که ناامید در حال برگشتن بود، یک مرغ بریان میدهد و به او میگوید که آن را برای محبوبش ببرد. در همین حین، رستم انگشتر معروف خود را درون شکم مرغ میگذارد تا اگر واقعیت داشتهباشد، بیژن منیژه را باز نزد او بفرستد. بیژن در حال خوردن مرغ، انگشتری را مییابد و منیژه را آگاه میکند. منیژه به نزد رستم میآید و گفتهٔ بیژن را برایش شرح میدهد که آیا تو صاحب رخش هستی؟ رستم که از حقیقت اطمینان یافتهبود، به منیژه خاطرنشان میکند که نیمهشب بر سر چاه، آتش برافروزد و رستم به دنبال آتش، بدانجا میآید. | |||
| نشست ۴۷ شاهنامه خوانی انجمن ایرانشهر - بیژن و منیژه - دیدن کیخسرو بیژن را در جام گیتی نما نمای | 01 Jul 2024 | 00:50:24 | |
این داستان عاشقانهای از شاهنامه است که رابطه پیچیده و پرفراز و نشیب بین بیژن و منیژه را روایت میکند. بیژن، که به فرمان کیخسرو برای مبارزه با گرازان به سرزمین ارمانیان میرود، به صورت تصادفی با منیژه، دختر افراسیاب، آشنا میشود. این آشنایی به سرعت به عشقی عمیق تبدیل میشود که منیژه را وادار میکند تا برای حفظ بیژن دست به اقدامات جسورانهای بزند. منیژه با وفاداری تمام، حتی در شرایط سخت و خطرناک، به عشق خود به بیژن وفادار میماند. او برای نجات بیژن از چاه، از هیچ تلاشی فروگذار نمیکند و تمام داراییها و زندگی خود را در این راه فدا میکند. عشق و وفاداری منیژه به قدری عمیق است که او کشور و خانواده خود را ترک میکند و همراه بیژن به ایران میرود. این داستان نشاندهنده اهمیت عشق و وفاداری در ادبیات کلاسیک فارسی است و به طور خاص، نقش زنان قوی و مقاوم در این داستانها را برجسته میکند. منیژه با انتخابهایش نشان میدهد که عشق واقعی میتواند بر تمام موانع غلبه کند | |||
| انجمن ایرانشهر۴۶- بیژن و منیژه-باز رفتن گرگین به ایران زمین | 24 Jun 2024 | 00:48:41 | |
هنگام بازگشت، گرگین میلاد برای اینکه امتناع او نزد شاه فاش نشود، بیژن را به نزدیکی اردوی تفریحی دختران تورانی میبرد. در این اردو، منیژه دختر افراسیاب که در شاهنامه زیباییاش توصیف شده همراه ندیمههایش در دامان طبیعت اردو زده بود. بیژن، محو زیبایی منیژه میشود و پشت درخت تناوری ایستاده و منیژه را تماشا میکند. منیژه از طریق ندیمهاش، متوجه حضور بیژن میشود و حاجبی را نزد او میفرستد، به این گمان که او، سیاوش است که دوباره زنده شده. بیژن، خود را پهلوانی ایرانی معرفی میکند و به سفارش منیژه، وارد چادر او میشود. پس از سه روز که در چادر او بود، منیژه تصمیم میگیرد او را مخفیانه به کاخ پدرش افراسیاب ببرد. بیژن قبول نمیکند و سعی میکند خود را نجات دهد و به ایران زمین بازگردد. منیژه، با کمک همراهانش، بیژن را با دارو خواب کرده و لای البسه پیچیده و به درون کاخ میبرد.[۲] پس از چند روز حضور مخفیانه در کاخ، ماجرا فاش میشود. برادر افراسیاب (که در داستانهای قبلی شاهنامه توطئه قتل سیاوش را کشیده بود) به نام گرسیوز وارد اتاق منیژه میشود و بیژن را بدون لباس رزم مییابد. بیژن درون چکمهاش خنجری داشت که با آن گرسیوز و سربازانش را تهدید میکند اگر قصد حمله داشته باشند، شماری از تورانیان را میکشد، ولی پیشنهاد میدهد حاضر است با شخص پادشاه افراسیاب دیدار کند و خودش طلب بخشش کند و در نهایت، با چربزبانی گرسیوز، او را دستبسته پیش افراسیاب میبرند. در حضور افراسیاب، بیژن میگوید که اگر به من لباس رزم دهید، با صد نفر از بهترین جنگجویان تورانی خواهم جنگید. افراسیاب از این حرف عصبانی میشود و دستور اعدام او را صادر میکند. هنگامی که میخواستند چوبه دار را برپا کنند، بزرگترین پهلوان تورانی به نام پیران ویسه به این دلیل که از خونخواهی ایرانیان جلوگیری کند، وساطت او را پیش افراسیاب میکند و از اعدام رهاییاش میدهد. بااینحال، بیژن را در چاهی عمیق انداخته و سنگی بر سر چاه میگذارد، به حدی که آب و هوا و غذایی اندک از آنجا رد شود. منیژه نیز با تحقیر از کاخ اخراج شده و آواره میگردد. منیژه که خود را باعث و بانی این حادثه میداند، شبها را بر سر چاه مویه کرده و روزها به دنبال غذا برای بیژن میگردد فاش شدن حضور بیژن و تنبیه شدنش[ویرایش] | |||
| نشست ۴۵شاهنامه خوانی دماوند-بیژن و منیژه- قسمت دوم-دستگیری بیژن در ایوان افراسیاب | 09 Jun 2024 | 00:45:53 | |
بیژن و منیژه- قسمت دوم-دستگیری بیژن در ایوان منیژه و بردن او به پیش افراسیاب | |||
| نشست ۴۴شاهنامه خوانی دماوند-داستان بیژن ومنیژه-قسمت اول | 28 May 2024 | 00:58:38 | |
-داستان بیژن ومنیژه-قسمت اول فردوسی میگوید شبی تیره و تار بود گویی آسمان از قیر سیاه پوشیده بود و در آن تاریکی چنان بود که اهریمنان از هر گوشهای روی سیاه خود را برای ترساندن بما مینمودند یا مارهای سیاه دهن باز کرده تا بر ما بتازند. همان دم از جای برجستم و مراا زنی مهربان در خانه بود گفتم ای ماه روی خواب از چشمانم ربوده شده شمعی بیافروز و بزم این شب را راه بینداز و چنگ بردار و میدر جام بلورین بریز. وی نیز میبا نارنج و سیب و بهی آورد و آن را در پیالهای شاهانه ریخت. وی هرچه من خواستم کرد و آن شب تاریک را خوشتر از روز ساخت. لیکن من در اندیشه آن نامه خسروان بودم و دلم ناآرام بود. چون آن یار مهربان مرا دید که هوشم را به آن داستان بستهام از من پرسید از داستان بیژن چه میدانی؟ آیا شنیدهای که بر بیژن چه گرفتاری از سوی زن رسیدهاست؟ گفتمش اگر چیزی میدانی از نامه باستان به من بگو. گفت اکنون حرف مرا گوش کن و داستانهای دیگر را فراموش کن. آن یار مهربان مرا گفت میدر پیاله کن و بنوش تا من داستانی را که از دفتر باستان خواندهام برایت بازگویم و آن داستانی است پر از فسون و مهربانی و نیز نیرنگ و جنگ. گفتم ای ماهروی همین امشب همه داستان را برایم بازگو که منیژه در کجا بود؟ و بیژن چه کرد و از تیمار درد چه بر سرش آمد؟ سپس آن ماهروی مرا گفت داستان را از دفتر پهلوی برایت میگویم و از تو میخواهم که آن را برایم به چکامه برگردانی و از تو سپاسگزار خواهم بود. اکنون ای یار نیکیشناس آن داستان را از من بشنو… پس انگه بگفت ار ز من بشنوی بهشعر آری از دفتر پهلوی همَت گویم و هم پذیرم سپاس کنون بشنو ای جفت نیکیشناس شکایت مردم ارمان و اعزام بیژن به نبرد با گرازان در دوران پادشاهی کیخسرو شاهنشاه کیانی گروهی از مردم سرزمین ارمان نزد شاه ایران آمده و تظلم نمودند که سرزمینشان که در مرز توران قرار دارد مورد تاخت و تاز و هجوم گرازان قرار گرفتهاست. کیخسرو دو پهلوان ایرانی را برای این موضوع در نظر میگیرد که یکی گرگین میلاد و دیگری بیژن است که باوجود جوانی و مخالفتهای پدرش گیو به این مأموریت اعزام میشود. گرگین میلاد که به خباثت و فرصت طلبی در شاهنامه شناخته شده بیژن را به تنهایی به نبرد میفرستد. در آن روز بیژن بر گرازان چیره میشود. | |||
| نشست انجمن ایرانشهر۴۳_رستم و اکوان دیو | 20 May 2024 | 00:52:53 | |
اکوانِ دیو در شاهنامه به هیئت گورخر وحشی، گلههای اسب کیخسرو را آسیب میرساند. رستم در نبرد با این دیو، هر بار که سوار بر رخش، به او یورش میبرد، دیو ناپدید میشد. در این نبرد رستم، خسته در کنار چشمه ای به خواب میرود و در آن زمان اکوان به او میتازد و او را با زمین اطرافش بلند کرده و به هوا می برد و به رستم میگوید که او را به دریا افکند یا به کوهستان؟، رستم چون میداند که کار دیو واژگونه (برعکس) است، کوه را انتخاب میکند و «چون به آب افکنده میشود» با شنا خود را نجات میدهد. بعد از آن دیو را یافته با او رو به رو میشود و برای شکست او نام خدا را بر زبان میآورد تا دیو جادو به کار نبندد و سر دیو را میبرد. محمد جعفر یاحقی نیز در کتاب «فرهنگ اساطیر ایران» اشاره کردهاست که برخی پژوهشگران، اکوان را همان اکه منه یا اکومن دانستهاند و برخی دیگر آن را همتای دیوباد چینی تلقی کردهاند.[۱] | |||
| نشست ۴۲ انجمن ایرانشهر- رزم رستم و پولادوند | 15 May 2024 | 00:35:02 | |
نشست ۴۲ انجمن ایرانشهر- رزم رستم و پولادوند | |||
| نشست۴۱_رستم و دژ مردمخواران | 14 May 2024 | 00:46:11 | |
نشست۴۱_رستم و دژ مردمخواران | |||
| نشست چهلم-۴۰-رزم رستم و خاقان چین | 13 May 2024 | 00:41:53 | |
کنون ای خردمند روشنروان بجز نام یزدان مگردان زبان که اویست بر نیک و بد رهنمای وزویست گردون گردان بجای همی بگذرد بر تو ایام تو سرایی جزین باشد آرام تو چو باشی بدین گفته همداستان که دهقان همی گوید از باستان ازان پس خبر شد بخاقان چین که شد کشته کاموس بر دشت کین کشانی و شگنی و گردان بلخ ز کاموسشان تیره شد روز و تلخ همه یک بدیگر نهادند روی که این پرهنر مرد پرخاشجوی چه مردست و این مرد را نام چیست هم آورد او در جهان مرد کیست چنین گفت هومان به پیران شیر که امروز شد جانم از رزم سیر دلیران ما چون فرازند چنگ که شد کشته کاموس جنگی بجنگ بگیتی چنو نامداری نبود وزو پیلتن تر سواری نبود چو کاموس گو را بخم کمند به آوردگه بر توان کرد بند سزد گر سر پیل را روز کین بگیرد برآرد زند بر زمین سپه سربسر پیش خاقان شدند ز کاموس با درد و گریان شدند که آغاز و فرجام این رزمگاه شنیدی و دیدی بنزد سپاه کنون چارهٔ کار ما بازجوی بتنها تن خویش و کس را مگوی بلشکر نگه کن ز کارآگهان کسی کو سخن باز جوید نهان ببیند که این شیر دل مرد کیست وزین لشکر او را هم آورد کیست از آن پس همه تن بکشتن دهیم به آوردگه بر سر و تن نهیم بپیران چنین گفت خاقان چین که خود درد ازینست و تیمار ازین که تا کیست زان لشکر پرگزند کجا پیل گیرد بخم کمند ابا آنک از مرگ خود چاره نیست ره خواهش و پرسش و یاره نیست ز مادر همه مرگ را زادهایم بناکام گردن بدو دادهایم کس از گردش آسمان نگذرد وگر بر زمین پیل را بشکرد | |||
| هفت خان اسفندیار -۸۶- | 26 May 2025 | 01:02:32 | |
شاهنامه با سیروس ملکی -۸۶ | |||
| هنرنمایی رستم نشست ۳۹ | 12 May 2024 | 00:47:47 | |
غرید شنگل ز پیش سپاه منم گفت گرداوژن رزمخواه بگویید کان مرد سگزی کجاست یکی کرد خواهم برو نیزه راست چو آواز شنگل برستم رسید ز لشکر نگه کرد و او را بدید بدو گفت هان آمدم رزمخواه نگر تا نگیری بلشکر پناه چنین گفت رستم که از کردگار نجستم جزین آرزوی آشکار که بیگانهای زان بزرگ انجمن دلیری کند رزم جوید ز من نه سقلاب ماند ازیشان نه هند نه شمشیر هندی نه چینی پرند پی و بیخ ایشان نمانم بجای نمانم بترکان سر و دست و پای بر شنگل آمد به آواز گفت که ای بدنژاد فرومایه جفت مرا نام رستم کند زال زر تو سگزی چرا خوانی ای بدگهر | |||
| نشست ۳۸ ا رزم رستم و چنگش | 11 May 2024 | 00:55:27 | |
انجمن شاهنامه خوانی ایرانشهر-داستان کاموس کشانی . پادشاهی کیخسرو_ | |||
| نشست ۳۷-نبرد رستم و اشکبوس | 09 May 2024 | 01:00:59 | |
نشست ۳۷ انجمن شاهنامه خوانی ایرانشهر- نبرد رستم و اشکبوس | |||
| نشست ۳۶ انجمن شاهنامه خوانی ایرانشهر-داستان کاموس کشانی ادامه | 08 May 2024 | 00:46:41 | |
نشست ۳۶ انجمن شاهنامه خوانی ایرانشهر-داستان کاموس کشانی . پادشاهی کیخسرو_ ادامه | |||