Back

Explore every episode of the podcast داستان شب

Dive into the complete episode list for داستان شب. Each episode is cataloged with detailed descriptions, making it easy to find and explore specific topics. Keep track of all episodes from your favorite podcast and never miss a moment of insightful content.

Rows per page:

1–50 of 1488

TitlePub. DateDuration
بازپخش اولین ویژه برنامه نوروزی ۱۳۹۹31 Aug 202401:26:58

دوستان شب بخیر


بازپخش شماره‌ی هزار و پانصد و پنجاه و ششم

٢٨ اسفند ۱۳۹۸

«#ویژه_برنامه_های_نوروزی_۱۳۹٩_داستان_شب»

"#اولین_ویژه_برنامه_نوروزی_۱۳۹٩"

#اولین

مهمان: #محمدعلی_بهمنی

با همراهی: سیروس رضوانی‌فر، برنوش پورغفار و سیمین کشاورز

اجرا: #محمدامین_چیت_گران

‌‌


برای از حمایت از ما، اگر داخل ایران هستید از طریق لینک زیر:

www.hamibash.com/dastaneshab

اقدام کنید.

#داستان_شب:

@dastaneshab

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

2373.فرانکشتاین در بغداد (قسمت شانزدهم)29 Aug 202400:29:53

دوستان شب بخیر


 شماره‌ی دو هزار و سیصد و هفتاد و سوم

۸ شهریور ۱۴۰۳


داستان: «#فرانکشتاین_در_بغداد»

(قسمت شانزدهم)


نویسنده: «#احمد_سعداوی»

ترجمه : «#أمل_نبهانی»

خوانش: «#هانیه_طهرانی»‌


موسیقی :« #تریو_جبران #حسام_رمزی»





برای حمایت از ما به لینک حامی‌باش داستان شب مراجعه کنید :👇🏻


hamibash.com/dastaneshab


#داستان_شب

@dastaneshab

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

2364.طوبا و معنای شب(قسمت هجدهم)15 Aug 202400:40:12

دوستان شب بخیر


 شماره‌ی دو هزار و سیصد و شصت و چهارم

 ۲۴ اَمُرداد ۱۴۰۳


داستان: «#طوبا_و_معنای_شب»

(قسمت هجدهم)


نویسنده: «#شهرنوش_پارسی_پور»

خوانش: «#مریم_حاجی_بنده»‌



موسیقی :«#حاج_قربان_سلیمانی #بهداد_بابایی #سوسن_دیهیم #فریبرز_لاچینی #گیتی »






برای حمایت از ما به لینک حامی‌باش داستان شب مراجعه کنید :👇🏻


hamibash.com/dastaneshab


#داستان_شب

@dastaneshab

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

2275,خانه ادریسی ها (قسمت شصت و پنجم)16 Dec 202300:11:52

دوستان شب بخیر


 شماره‌ی دو هزار و دویست و هفتاد و پنجم

 ۲۳ آذر ۱۴۰۲



داستان: «#خانه_ادریسی‌_ها»

قسمت شصت و پنجم/ «فصل چهارم رمان/بخش دوم»



نویسنده: «#غزاله_علیزاده»

خوانش: «#شکیبا_کهندانی»‌


موسیقی: «#حسین_علیزاده





برای حمایت از ما به لینک حامی‌باش داستان شب مراجعه کنید :👇🏻


hamibash.com/dastaneshab



#داستان_شب

@dastaneshab

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

یک عاشقانه نا آرام04 Jan 201800:24:39
یک عاشقانه ی نا آرام با صدای آرش باباییبرای من کودکی کردن هایم میان حلبی ها و زباله های پایین ترین نقطه ی شهر بود، آبتنی در کانال آب حاشیه شهر و کندن زالو ها از تنم...

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

خدانگهدار برای من کلمه کوچکی است04 Jan 201800:14:33
خداحافظی برای من کلمه ی کوچکی است با صدای محمد امین چیتگرانکسی که بخواهد برود میرود، جلویش را نگیرید بگذارید برودکسی که میخواهد برود رفتنش را به رخ کسی نمیکشد، خدانگداری اش را برای خودش نگه میدارد...اسمش را هرچه میخواهید بگذارید اما من اسمش را میگذارم...

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

بارون ساز04 Jan 201800:27:47
بارون ساز با صدای بهناز بستان دوستمادر میگشفت مردی ارزش زندگی کردن داره که حتی اگه هیچ کاری نمیکنه بازم بتونه خوشحالت کنه...مرد بارون ساز رو میشناسید؟؟میدونید مرد خوب میتونه شمارو ببره به هفت سالگیتون؟؟؟یه روز بهم زنگ زد و گفت میخوای برات برف ببارم؟؟من عاشق غلط خوردن تو برفم، الانم که وسط بهار....بارون ساز گفت....

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

پل04 Jan 201800:07:51
داستان پل با صدای محمود سرمدیدنیایی دارند معلم ها، شماهم وقتی بهشون نگاه میکنید میفهمید جنسشون از چیه؟؟اول مهر ماه همیشه من حواسم بود وقتی معلم ها وارد کلاس میشوند ببینم جزو کدامیک از آن پل ها هستند، کلاس درس معمولا میگذشت به حرف و حدیث و آشنایی همه میگفتند که تو دیگر عوض شده ای و خودت نمیفهمی که یعنی چجور شده ای....

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

مثل تکان گهواره04 Jan 201800:11:02
داستان مثل تکان گهواره با صدای نوشین فراحمدیکافیست کمی ساز زدن بدانی تا بفهمی چه میخواهم بگویم...وقتی تمام زندگی ات از راه ساز زدن بگذرد سخت میشود وقتی که انگشت اصلی ات را نگاه میکنی ببینی به دو نیم تقسیم شده و خونیست که ازش سرازیر میشود، دکتر هم جواابم را نمیداددکتر فقط به من بگو که آیا دوباره میتوانم ساز بزنم؟؟و باز سکوت و معاینه....

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

همه نگفتن ها04 Jan 201800:18:22
پاسخگوی شماره 234 بفرمایید.نه ! جادوی آن لحن ، چو نسیمی هنوز می پیچد در سرم . تمامی ندارد . پی گردباد شدن می رود گویی. لذتش مدام است. درد دارد!مرور غالبا دردناک است. سوال مشو. کدامین درد را مپرس . لنگه دارد مگر ، آن درد که لذتش مدام است؟!گم مشو! کج مرو! جسم درد را منظورم نیست...

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

انار فصل ندارد04 Jan 201800:16:40
داستان انار فصل ندارد با صدای محمد امین چیتگرانخانمی سوار تاکسی شد وقتی که نشست راننده بهش گفت چه رژ خوشرنگی دارید، خانم مسافر جواب داد ممنون، راننده گفت لباتونو برجسته کرده، خانم مسافر آینه ی ماشین رو پایین کشید و به خودش نگاهی کرد...موقع پیاده شدن راننده تاکسی شماره اش را داد به خانم مسافر و گفت هروقت تاکسی خواستید بهم زنگ بزنید..به نظر شما راننده زن بود یا مرد؟؟؟

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

پاسخگوی شماره...03 Jan 201800:18:17
داستان پاسخگوی شماره... با صدای آرش باباییدرد دارد سرم، درد سرنه دردسر نمیشوم برایت، فقط پشت سرت راه میایم نگاهت هم که نمیتوانم بکنم، از پس کارهایم هم خودم بر میایم تو فقط گاهی بلند معجزه کن با صدایت...دست یادت نرود فقط، سفت بگیرشان تا جیغ نکشیده ام ول نکن ، بگذار تشنه شوم آغوشت را،جیره ببند...

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

دربند03 Jan 201800:13:52
دربند با صدای نوشین فراحمدیمحمود به من اجازه داده تا زمانی که خونه پیدا کنم از اپارتمان مستقلش استفاده کنم، رفتم تو خونه فکر کنم قبل از من زنی اینجا بودهنمیدونم روز را چطور بگذرونم، ولو شدم رو کاناپه و...

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

چرا می ترسی03 Jan 201800:20:19
چرا می ترسی با صدای سعید اسکر زادهمیخوام داستان خودم و پسر سیزده ساله مو براتون بگم، اون روزی رو که یه سوسک توی دسشویی دیده بود و منو صدا کرد سوسک رو بکشم، چه پسر ترسویی حتی دلش نمیومد جلو چشمش سوسک رو بکشم...عجب پسری!!در دسشویی رو بستم و دمپایی رو بلند کردم که بزنم تو سر سوسکه....

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

2274,جزیره سرگردانی (قسمت بیست و یکم)13 Dec 202300:33:24

دوستان شب بخیر


شماره‌ی دو هزار و دویست و هفتاد و چهارم

۲۲ آذر ۱۴۰۲



داستان : «جزیره_سرگردانی» 

(قسمت بیست و یکم / فصل نوزدهم کتاب)


نویسنده: «#سیمین_دانشور»

خوانش: «#مریم_حاجی_بنده»


موسیقی : «#حسین_علیزاده #سید_خلیل_عالی_نژاد(ترسم که اشک در غم ما پرده در شود) »



برای حمایت از ما به لینک حامی‌باش داستان شب مراجعه کنید


hamibash.com/dastaneshab




#داستان_شب

@dastaneshab

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

اندر مصائب چشم سوم03 Jan 201800:22:37
اندر مصائب چشم سوم با صدای آرش باباییچند روز قبل از سفر اول طی یک جدایی نرمال و توافقی با چند دهمین همدم مونثم کمی دچار مشکل شده بودم، من فهمیده بودم او به جز من با دو نفر دیگ همدمی می کند و قندان را دقیق به دماغ تازه سربالا شده اش کوبیدم و از خرص انباشته شده ام من هم اعتراف کردم با سه نفر دیگه می همدمم، او هم از خشمش کارد را در دستم فرو کرد و قبل از ارتکا به قتل هر دو طی توافقی نا نوشته به آن همدمی پایان دادیم و با لگد از خانه اشان بیرونم کرد.

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

قراری به سرخی یاقوت03 Jan 201800:21:29
قراری به سرخی یاقوت با صدای ارش باباییمتر اگر واحد است بعد از چند کیلومتر قدم زدن دل سپر می اندازد که فلانی وصالی در کار نیست...به معیار گرم چند کیلو آب رفتن و ریختن از تن کافیست که زور عقل بچربد بر دل و فرمان دهد به خاطر خواب های پریشانش نیا دگر...

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

ژیوار03 Jan 201800:13:38
ژیوار با صدای مهدیه نساجداستانم را گوش کنید، از کودکی های دور براتون قصه آوردم و خاطراتم رو آماده ی گفتن کردم،دلم پر است چه زود بزرگ شدیم و حالا من اینجا...

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

آلبالویی20 Dec 201700:15:21
داستان آلبالویی با صدای علیرضا عباسیمادرم میرقصید اما نه با هر آهنگی دقیقا برعکس خاله شهلا، اون با هر آهنگی میرقصید و...مادرم فقط با آهنگ هایی که متن خوبی داشت میرقصید آن هم چه رقصی، فقط در هوا نیم دایره میکشید.منم که حرفی میزدم میگفت میگفت اون خاله شهلاس من منم...بابا میگفت از خاله شهلا خوشش نمیادجلفه، بد لباس میپوشه...اما مامان عاشق خاله شهلا بود.

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

رهایی از چمباتمگی20 Dec 201700:25:59
داستان رهایی از چمباتمگی با صدای آرش باباییتجویز دکتر انتخاب یک همراه و همدم بود، طی تماسی با دوست صمیمی تمام گزینه هارو چک کردیم و به ناکارآمدی همه شان پی بردیم...و حالا رسیدیم به گزینه ی...!

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

آنتارکتیکا 89 درجه جنوبی20 Dec 201700:03:45
داستان آنتارکتیکا 89 درجه جنوبی با صدای مهرناز احمدیانمن هیچوقت دوست نداشتم سوار هواپیما بشم اما نه از ارتفاع میترسیدم نه از سقوط کردنفقط وسط تکون شدید چاله های هوایی کسی رو نداشتم که دستشو بگیرم، چاله های هوایی تنهاییمو محکم تر میکوبه تو سرم...

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

یادداشت های یک پرخور19 Dec 201700:13:49
یادداشت های یک پر خور را می شنوید با صدای پویا پزشکیانمن چاقم، به طرز مشمئز کننده ای چاقم، انقدر چاقم که نمیشه تصورش رو کردچربی چربی چربی.... امان از چربی های حال به هم زن که تمام وجودمو گرفتهآقای کا هم چاق بود بهش میگفتن گامبو، بالن، چاقالو...آقای کا تصمیم به رژیم گرفت و... فکر میکنید روز مرگش فریاد میزد و چی میگفت؟؟براتون میگم، اینم میگم که من چرا چاق شدم

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

نقل چند سال دوری و دیری19 Dec 201700:17:57
داستان نقل چند سال دوری و دیری با صدای آرش بابایینقل چند سال دوری است و دیری، نقل بزرگ شدن است با خاطرات، نقل چین صورت است و چروک دل ، نقل حسرت استنقل بی سر و سامانی و درد ها و درمان هایمان...تو را از دور میبینم که میخندی و می آییداستان "نقل چند سال دوری و دیری"کرشمه اولنویسنده و خوانش : آرش باباییساز و آواز : آرش باباییاستودیو : محزونمسترینگ : شاهین پژهان

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

برو به چاه بگو19 Dec 201700:07:17
داستان برو به چاه بگو با صدای مریم صادقیانشوهرم یک روزه خان است، دستی به قلم دارد وبا سور دادن به مریدانش آنها را را وادار میکند در روزنامه ها از اوو تجلیل کننداما آنچه مینویسد سر سریت، سطحی ست ژرف نگر نیست و خودش رو پیشکسوت روشنفکر ها میداند...اگه این داستان رو بشنوید شاید پیش خودتون بگید شوهر من دیوانه است...

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

سرباز19 Dec 201700:08:02
از وقتی شروع کردن بهت یاد دادن دو دو تا چهار تا ، تو هم شروع کردی به جمع و تفریق و ضرب و تقسیم این که چجوری دوران سربازی اجباریتو عقب بندازی. از همون موقع ها از سیب زمینی پوره شده بدت اومد. به عدسی لب نمی زدی. به آش مادربزرگ هم با علاقه نگاه نمی کردی. از همون موقع ها هر وقت نمره هات کم می شد بهت می گفتن الان سیکل هم نداری. درس نخونی با این وضعیت بری سربازی ، باید توالت تمیز کنی. واسه همین درس خوندی و درس خوندی...داستان "سرباز"نویسنده : غزاله دلفانیخوانش : سیدمهدی مختاری

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

2272,هنر مردن (قسمت سوم)11 Dec 202300:24:19

دوستان شب بخیر


 شماره‌ی دو هزار و دویست و هفتاد و دوم

۱۹ آذر ۱۴۰۲



داستان: «#هنر_مردن»

«قسمت سوم»

«یادداشت نویسنده»


نویسنده: «#پل_موران»

خوانش: «#یاسمن_گودرزی»‌


موسیقی: «#یوهان_سباستین_باخ #آندره_بوچلی»



برای حمایت از ما به لینک حامی‌باش داستان شب مراجعه کنید


hamibash.com/dastaneshab



#داستان_شب

@dastaneshab

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

دندان ها19 Dec 201700:03:43
ساعت نه و بیست دقیقه صبح از خواب بیدار شد. خمیازه کشان خودش را در آینه برانداز کرد. لبخند زد. با خودش گفت : حیف این همه جوونی و خوشگلی نیست که تو تخت خواب تلف بشه؟ صدایی کودکانه از بیرون اتاق گفت...داستان "دندان ها"نویسنده و خوانش : آسمان مصطفایی

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

افطار با عشق19 Dec 201700:09:33
اواسط رمضان بود و تمامی ساعت های ایران درست ساعت سه بعدازظهر را نشان می دادند. گرما، لب های روزه داران را خشک تر کرده بود. در گرمای 42 درجه تهران، ایستگاه سر اتوبان نیایش که تاکسی های خطی و غیرخطی نگه می دارند، خرماپزان بود! شنیدم دختری به دوستش گفت :" این راننده ها پوستشونو کجا شکلاتی کردن؟" اعتراف می کنم خنده ام گرفت! ...داستان "افطار با عشق"نویسنده : فاروق مظلومیخوانش : فریدون محرابی

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

فروزان19 Dec 201700:07:32
می خوام از فروزان براتون بگم. فروزان یک قهرمانه. حتما ذهنتونو آماده کردین که بشنوین اون در فلان رشته یا فلان شغل یا فلان هنر یا،یا،یا...اوله ! اما نه. فروزان تا دیپلم بیشتر درس نخوند. باهوش بود و پدر مادرشم هر دو باسواد بودن ولی تا دیپلم بیشتر درس نخوند. پدرش ارسلان نویسنده بود و دبیر، مادرشم شعر می نوشت...داستان "فروزان"نویسنده :سحر(نویسنده علاقه ای به بردن نامشان نداشتند)خوانش: شهره سلطانی

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

قطره های آب19 Dec 201700:14:37
از اینجا که نشسته ام ، راحت می تونم ببینمش. به خصوص با این دوربین، که او را به من و من را به او نزدیکتر می کند. وقتی دلت خوش باشد و بیکار باشی و همسایه ای به زیبایی او داشته باشی، کارت می شود زاغ سیاهش را چوب زدن.داستان "قطره های آب"نویسنده : فریبا وفیخوانش : آرش محمودی

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

هواپیما با او طوری حرف می زد گویی شعر می خواند19 Dec 201700:26:16
آن روز بعد از ظهر زن از او پرسید. این عادت قدیمیه که با خودت این طوری حرف می زنی؟ او درحالی که نگاهش را از میز می گرفت سوال را از مرد جوان پرسید. انگار این فکر همان لحظه به مغزش خطور کرد. اما مسلما این گونه نبود و مدتی می گذشت که این فکر او را به خود مشغول کرده بود...داستان "هواپیما با او طوری حرف می زد گویی شعر می خواند"نویسنده : هاروکی مواراکامیخوانش : پویا پزشکیان

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

منوچهر مدق به روایت همسر شهید19 Dec 201700:12:11
منوچهر آمد. با یک سبد بزرگ گل کوکب لیمویی. از بس گریه کرده بود، چشم هاش خون افتاده بود. تا فرشته را دید دوباره اشک هاش ریخت. گفت فکر نمی کردم زنده ببینمت. از خودم متنفر شده بودم.علی را بغل گرفت و چشم هایش را بوسید. همان شکلی بود که توی خواب دیده بودش. پسری با چشم های مشکی درشت و مژه های بلند...داستان "منوچهر مدق به روایت همسر شهید"از مجموعه داستان "اینک شوکران"نویسنده : مریم برادرانخوانش : سمیرا نعمت الهی

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

نمی دانم برزیل برد یا اسکاتلند19 Dec 201700:12:49
پای چپش را از کفش بیرون آورده و انداخته بود روی پای راستش و با جورابش ور می رفت. چند لحظه یک بار با هر دو دست ساق پایش را فشار می داد و ساطوری ضربه می زد . انگار به چنجه های سیخ شده ساطور می زد. نگاهم به ساق پایش بود که گفتاین تلویزیونم داره خودشو می کشه واسه زلزله . حالا وسط فوتبالم می خوان خبرشو بنویسن! ...داستان "نمی‌دانم برزیل برد یا اسکاتلند"نویسنده و خوانش: امیر پروسنان

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

باباحاجی19 Dec 201700:09:51
صدای جیغ لاستیک ها ، باز شدن در ماشین، دویدن شوهرخاله بدون توجه به او و دوستاش به سمت در ورودی خونه ، اون هم ساعت 11 صبح وسط هفته و پشت بندش صدای زجه مادر، همه و همه خبر از به هم خوردن مسافرت و نابودی رویای هواپیما سوار شدن برای اولین بار...داستان "بابا حاجی"نویسنده و خوانش : روشنک حیاتی

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

زینت و مک لوهان19 Dec 201700:15:56
قضیه از این قرار است که خیلی سال پیش مک لوهان حبیبو کشمش را اتفاقی توی کافه ای در ابوظبی دیده و به حبیبو گفته : هر وقتی برگشتی ایران، به زینت سلام برسون و بگو اگه یه آدم با عرضه ای پا شه یه فیلمی از زندگی روزگار تو بسازه، من تمام کتابام رو از کتاب فروشی ها جمع می کنم و باقی عمرم هم می رم توی دسته جاز پیر و پاتال ...داستان "زینت و مک لوهان"نویسنده : احسان عبدی پورخوانش : مریم آقاجانی

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

یک شاخه19 Dec 201700:10:59
وقتی حاج عباس ما را به حیاط ننه زلیخا آورد، تعجب کردیم. پدر، زیر سایه درخت گردو، خشکش زده بود. حاج عباس گفت :"تا دونه آخرشو بریز." پدر به ایوان ننه زلیخا نگاه کرد. پیرزن قوز کرده تو ایوان نشسته بود. پدر گفت : "چه وقت اینو فروخت؟" حاج عباس گفت : " هفته پیش."...داستان "یک شاخه"نویسنده : حسن اصغریخوانش : فاطمه کریمیان

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

2273,حکیم (قسمت هجدهم)11 Dec 202300:28:03

دوستان شب بخیر


 شماره‌ی دو هزار و دویست و هفتاد و سوم

۲۰ آذر ۱۴۰۲


داستان: «#حکیم»

(قسمت هجدهم)


نویسنده: «#نوآ_گوردون»

خوانش: «#رضا_ریحانی»‌


موسیقی :«#هری_گرگسون #مارتین_فیپس #مارکو_بلترامی #بی_یر_مک_ریزی »



برای حمایت از ما به لینک حامی‌باش داستان شب مراجعه کنید


hamibash.com/dastaneshab


#داستان_شب

@dastaneshab

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

پوتین واکس خورده18 Dec 201700:10:36
داشت با خودش درد و دل میکرد که صدای آژیر قرمز توی گوشش پیچیددوید...مینا را بغل کرد و به طرف اتاق دیگر دوید و بعد رفت سمت زیر زمینحالا دیگه عادت کرده بود، اما نه به نبودن محسن...با هر انفجار گوش های مینا را میگرفت که مبادا بترسداما گوش های او را چه کسی میگرفت.داستان "پوتین واکس خورده"نویسنده : طاهره(نویسنده تمایلی به بردن نام خود نداشتند)خوانش : شهره سلطانی

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

ماه عسل14 Dec 201700:15:09
چه ایده ای ! یک ماه عسل آن هم در هندوستان. سرزمین مهارجه ها ، ببرها ، مرتاض ها. بعد از جشن عروسی از آن جایی که هواپیما تا شب پرواز نمی کرد، من و شوهرم به آپارتمانی رفتیم، که در خیابان آملامینیا گرفته بودیم. اتاق خوابش، تنها اتاقی بود که امکانات لازم را برای اقامت و خوابیدن داشت. وقتی به من اظهار عشق نمود، من با صدایی هیجان زده جواب دادم...داستان "ماه عسل"نویسنده : آلبرتو موراویاخوانش : مهرناز احمدیان

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

نارنجی پوش13 Dec 201700:08:23
ساعت 4 صبح است. گاهی وقت ها نیمه شب، در سکوت عجیب و غریبی که تنها عبور ناخوداگاه خواب زده ای از خیابان می تواند سکوت دنیایت را در هم بشکند، انگار زمان می ایستد تا فکر کنی. فکر کنی به همه حسرت های گذشته ات. آرزوهای برباد رفته ات. به ناخودآگاهت...داستان "نارنجی پوش"نویسنده : پارسا ارجمندخوانش : نیما بانک

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

زندگی دوگانه کریم12 Dec 201700:37:52
والا به خدا خودمونم راضی نبودیم. هی گفتیم یه تخم مرغ زیر چرخش بشکونه کافیه دیگه. شیرینی هم نمی خوایم. ماشین چینی که دیگه شکرونه نداره. اما کریم آقا ول کن نبود. اصرار که برای پاقدم مبارک شاسی بلندش باید یه رفت و برگشت جاده هراز مهمونمون کنه. بالاخره گفتیم خوب پنجشنبه صبح سه روز مونده به عید هممون رو ریخت بالا. کتابی کیپ هم و رو هم نشستیم تا خود محمودآباد...داستان "زندگی دوگانه کریم"نویسندگان : سروش صحت ، امیرحسین هاشمی ، ایمان صفایی ، زهرا درمانخوانش : یاشار ابراهیمی

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

روشنایی شب12 Dec 201700:07:18
پسری 10 ساله بودم که بر اثر یک حادثه متوجه شدم مادر من یک زن قهرمان و بسیار شجاع است. و امروز که 45 سال دارم و 35 سال از آن زمان گذشته ، با رفتارهایی که از او دیدم ، خیلی بیش از گذشته مادرم را یک قهرمان می دانم. نخستین بار که متوجه شجاعت مادر شدم، در یک روز جمعه سرد زمستانی...داستان "روشنایی شب"نویسنده : بهروز بهزادیخوانش : نیما بانک

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

لاک صورتی12 Dec 201700:17:57
بیش از سه روز نتوانستند امام زاده قاسم بمانند. هاجر صبح روز چهارم بقچه خود را بست و با شوهرش عنایت الله دوباره راه افتادند. عصر یک روز وسط هفته بود. زن و شوهر سلانه سلانه تا تجریش قدم زدند. در آنجا هاجر از اتوبوس شهر بالا رفت و شوهرش جعبه ی آینه به گردن راه نیاوران را در پیش گرفت. در این سه روزی که امام زاده قاسم مانده بودند، نتوانسته بود حتی یک تله موش بفروشد. هاجر شاید 25 سال داشت...داستان "لاک صورتی"نویسنده : جلال آل احمدخوانش : نوشین فراحمدی

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

انفجار بزرگ12 Dec 201700:32:39
می گویم چرا کسی زنگ نمی زند بگوید: فضل الله خان ! اولین دندون پسرم کیومرث ، همین امروز صبح نیش زد. می شنوی امین آقا؟ این ها همه شان فقط بلدند نفوس بد بزنند. ناله کنند که : عمه جانم فوت کرده! دنده هام . این دنده راستم . اینجام درد می کنه! آن وقت من حرفی نمی زنم. چندین و چند سال است . می شنوی زن ؟ پای راستم دائم ، انگار که گر گرفته باشد می سوزد. اما من حرفی نمی زنم. رفیق راه پیری من است این درد...داستان "انفجار بزرگ"نویسنده : هوشنگ گلشیریخوانش : پویا پزشکیان

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

سپرده به زمین11 Dec 201700:15:28
طاهر آوازش را در حمام تمام کرد و به صدای آب گوش داد. آب را نگاه کرد که از از پوست آویزان بازوهای لاغرش با دانه های تند پایین می رفت. بوی صابون از موهایش می ریخت. هوای مه شده ای دور سر پیرمرد می پیچید. آب طاهر را بغل کرده بود. وقتی که حوله را روی شانه هایش انداخت احساس کرد کمی از پیری تنش به آن حوله بلند و سرخ چسبیده است و واریس پاهایش اصلا درد نمی کند...داستان "سپرده به زمین"نویسنده : بیژن نجدیخوانش : پویا پزشکیان

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

مادرم پشت شیشه11 Dec 201700:13:57
به آبجی اشرف گفتم می رم خونه کتابامو بیارم . بهش دروغ گفتم. اگه می گفتم می خوام برم عکس مامانو از توی آلبوم بردارم ، نمی ذاشت. دهنشو کج می کرد و یه چیزی هم بهم می گفت. آخه مامان من زن بابای اونه. از وقتی هم مامان افتاده اون تو چشم دیدنشو نداره. تازشم ، نمی دونه مامان چطوری شده. یعنی می خوای از کجا بدونه. آدم باید بره و ببینه. اون وقت باور می کنه. وقتی مامان رو گرفتن ، اشرف اومد خونه ...داستان "مادرم پشت شیشه"نویسنده : فریبا وفیخوانش : غزال صداقت

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

آژانس شب11 Dec 201700:09:57
مردی با موهای رو به سفیدی سوار اتوبوس شد. با دیدن افتخار خانم پشت فرمون تعجب کرد و پرسید، خانم راننده من یه سوال دارم از خدمتتون . خواهش می کنم . بفرمایید.اگه چرخ اتوبوس شما پنچر شه، شما، یعنی به عنوان یه زن می تونین لاستیک پنچر رو عوض کنین؟ نه می گم پنچر گیر بیاد عوض کنه. مرد مسافر که منتظر این پاسخ بود، سریع گفت: شما که نمی تونین چرخ پنچر رو عوض کنین چرا پشت فرمون اتوبوس نشستین؟ ...داستان "آژانس شب"نویسنده : فاروق مظلومیبر اساس قصه ای از افتخار فاتحیخوانش : نیما بانک

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

2271,خانه ادریسی ها (قسمت شصت و چهارم)08 Dec 202300:18:58

دوستان شب بخیر


 شماره‌ی دو هزار و دویست و هفتاد و یکم

۱۶ آذر ۱۴۰۲



داستان: «#خانه_ادریسی‌_ها»

قسمت شصت و چهارم/ «فصل چهارم رمان/بخش دوم»



نویسنده: «#غزاله_علیزاده»

خوانش: «#شکیبا_کهندانی»‌


موسیقی: «#حسین_علیزاده»


برای حمایت از ما به لینک حامی‌باش داستان شب مراجعه کنید


hamibash.com/dastaneshab



#داستان_شب

@dastaneshab

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

قناری باز11 Dec 201700:20:33
تکیه داد به دیوار. به تنها جایی از دیوار که خالی بود و قفسی در کار نبود. گفتم بابابزرگ حالا بین این همه پرنده چرا قناری؟ گفت والا نمی دونم. گفتم یه بار چیزایی گفتی از قناری و عمو حسین و طشت ! درست یادم نیست. بچه بودم خیلی . مثل اینکه از همون موقع عمرت رو گذاشتی پای قناری ها...داستان "قناری باز"نویسنده : حامد اسماعیلیونخوانش : غزال صداقت

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

مرگ رنگ11 Dec 201700:14:00
خودکار آبی را این بار آنقدر محکم روی کاغذ کشیدم که پاره شد. جوهر سه خط آخری که نوشته بودم آنقدر قطع و وصل بود که کلمات معلوم نبودند. هر دو را انداختم توی سطل آشغال. خودکار افتاد روی کاغذ. چشمم که به مغذی داخلش افتاد، دلم برایش سوخت. داخلش یک قطره جوهر هم نمانده بود. آنقدر خالی بود که اگر سر پلاستیکی آبی رنگش نبودف حتی نمی شد فهمید که از اول چه رنگی بوده. سبز، مشکی، قرمز یا آبی ؟ آن روز صبح که از خواب بیدار شدم... داستان "مرگ رنگ"نویسنده و خوانش : مائده مرتضوی

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

© My Podcast Data