Retour

Explorez tous les épisodes du podcast پادکست چکاوا

Plongez dans la liste complète des épisodes de پادکست چکاوا. Chaque épisode est catalogué accompagné de descriptions détaillées, ce qui facilite la recherche et l'exploration de sujets spécifiques. Suivez tous les épisodes de votre podcast préféré et ne manquez aucun contenu pertinent.

Rows per page:

1–44 of 44

TitreDateDurée
اپیزود بیست و پنجم چکاوا،خسرو شمشیرگران (قسمت دوم)12 Jun 202400:58:16
این اپیزود درباره ی صدایی است که هویت تیتراژهای ایرانی است. صدایی از بازماندگان جنگجویان کوهستان و ارتش سری . نجوای تیتراژِ او سکوت برّه ها را شکست. صدایی به گرمی عشق اسکارلت و رت باتلر در بر باد رفته که تیتراژ آن را با آوای سراسر احساسِ او شنیده اید. اگر وسترن باز باشید بخاطر یک مشت دلار را با صدای او به خاطر می آورید و اگر در کودکی کارتون شیرشاه را دیده باشید قطعا اسکار را با این صدای درخشان به خاطر خواهید آورد و کافیست مخاطب تلویزیون باشید که صدای دلنشین راوی سریال امام علی را شنیده باشید. صدایی به محکمی فولاد و به برّندگی شمشیر. و این شمشیری است که نمی توان آن را نادیده گرفت؛ استاد خسرو شمشیرگران!
اپیزود بیست و چهارم چکاوا،خسرو شمشیرگران (قسمت اول)05 Jun 202400:37:12
این اپیزود درباره ی صدایی است که هویت تیتراژهای ایرانی است. صدایی از بازماندگان جنگجویان کوهستان و ارتش سری . نجوای تیتراژِ او سکوت برّه ها را شکست. صدایی به گرمی عشق اسکارلت و رت باتلر در بر باد رفته که تیتراژ آن را با آوای سراسر احساسِ او شنیده اید. اگر وسترن باز باشید بخاطر یک مشت دلار را با صدای او به خاطر می آورید و اگر در کودکی کارتون شیرشاه را دیده باشید قطعا اسکار را با این صدای درخشان به خاطر خواهید آورد و کافیست مخاطب تلویزیون باشید که صدای دلنشین راوی سریال امام علی را شنیده باشید. صدایی به محکمی فولاد و به برّندگی شمشیر. و این شمشیری است که نمی توان آن را نادیده گرفت؛ استاد خسرو شمشیرگران!
اپیزود پانزدهم چکاوا، حسین باغی05 Mar 202301:18:35
اپیزود پانزدهم چکاوا حسین باغی این که میگن تنها صداست که میمونه، حقیقتا فقط یک جمله نیست، بلکه مفهوم عمیقی داره که فقط با گذر زمان پدیدار میشه. یعنی باید زمان های کوتاه و بلندی بگذره تا مشخص بشه که صدای یک فرد، تا چه اندازه میتونه تاثیرگذار باشه و توی ذهن ها باقی بمونه. فرقی نمیکرد چه زمانی از روز، ممکن بود صبحمون رو با روشن کردن تلویزیون و اولین تیزر تبلیغاتی با صدای ایشون شروع کنیم یا پشت فرمون و ترافیک طولانی مدت چراغ قرمز باشیم و صدای گرم و صمیمانش رو از رادیو بشنویم، ایشون دوبلور کارتون های مورد علاقمون بود که عصرا به هوای دیدنشون، تکلیف های مدرسه رو زود تموم میکردیم و گوینده خوش صدای تیزرهایی بود که شبا وسط مهیج ترین لحظه های فیلم های سینمایی حالمون میگرفت. اگه هنوز بعد از دو سه دهه، صدای جذاب و پُر شور و نشاطِ گزارشگرِ کارتون پر طرفدار فوتبالیست ها و راوی ای کیو سان یادتون باشه، یا اگه بتونیند از بین خاطره های قدیمی و ضمیر ناخودآگاهتون، تیزرهای تبلیغاتی تلویزیونیِ لاستیک دنا،پفک نمکی مینو، پاک یادت نره معروف، بابا برقی و سیا ساکتی رو پیدا کنید، حتما در کنار تصاویری که الان نوستالژیک به حساب میان، صدایی رو به یاد میارید که انرژی عجیب و منحصر به فردی داشت. صدایی که در اکثر اوقات، غالب به اون تصاویر بود و مخاطب رو با خودش همراه میکرد. اون صدای کسی نبود جز حسین باغی، سلطانِ بی بدیل و خلاقِ تیزرگویی ایران، که سالهای زیادی از عمرش رو صرف گویندگی تیزرهای تلویزیونی، آنونس و گاهی هم دوبله کرد. هنرمندی که با صدای رسا، قدرتمند، گرم و پر انرژیش، سالهای زیادی به تبلیغات تلویزیونی و آنونس های سینمایی و سریال، اعتبار داد و با درکِ عمیق و حسی زیبایی که در صداش داشت، امانت دار خوبی برای آثار تلویزیون و سینما بود. ایشون سالهای زیادیه که جای خالیش در دوبله، تیزرها و آنونس ها احساس میشه اما صدای با صلابت و منعطفش همچنان جاودان و ماندگاره.در روزهایی که تلویزیون ایران، هنوز مخاطب های خاص و عامِ خودش رو داشت و برای اینکه بیننده های همیشگیش رو حفظ کنه، سراغِ برترین آثار و آدما میرفت؛ روزهایی که هنوز قصه برای گفتن زیاد بود و آدمایی که بتونند این قصه ها رو به بهترین شکلِ ممکن به تصویر بکشند، چشمِ تماشاگر رو جلب لنزِ جادویی دوربین میکردند، (تبلیغات تلویزیونی) خودش به تنهایی یکی از جذاب ترین برنامه ها، یا بهترِ بگیم میان برنامه های تلویزیون ایران بود.درسته، داریم از دهه های هفتاد و هشتاد تلویزیون ایران صحبت می کنیم. زمانی که دیگه کم کم، گَرد و غبار خاک ریزهای ایران، از روی شیشه های تلویزیون و شیشه های دلمون داشت پاک میشد و مردم و خانواده ها تصمیم گرفتند که دیگه غصهِ روزهای تلخ و تاریک جنگ رو از روی چهره هاشون به اعماق قلبشون بسپردند و با خاطره عزیزاشون زندگی کنند. اون روزها تصمیم بر این بود که شادی کم کم جای خودش رو به غم بده و تلویزیون هم در این تصمیم سهیم بود. با فاصله گرفتن از دهه شصت، تفکرِ ترقی و آباد ساختن میهن، حسابی پُررنگ شده بود و یکی از شعارهای معروفِ دولت ایران، ارتقاء صنعت و سازندگی بود که با تولید با کیفیت داخلی، به سرانجام می رسید؛ و بهترین روش برای عرضه این تولید، تبلیغاتی بود که از تلویزیون پخش میشد، چرا که در اون زمان، این جعبه جادویی، بهترین رسانه برای ارائه این تبلیغات بود. اما این تبلیغات به ابزار و موادی احتیاج داشت، که در وهله اول بتونه بیننده رو جذب و اعتمادش رو جلب کنه. در کنار تصاویرِ زیبا و وسوسه برانگیز، ساخت خلاقانه و متنِ تاثیر گذار اما، مخاطب به یک ندا یا صدای مطمئن و پر انرژی نیاز داشت. صدایی که به کالایی که تبلیغ میکنه و یا حرفی که میزنه ایمان داشته باشه و مخاطبین رو راغب کنه تا بین فیلم و سریال، از جاشون بلند نشند و آنونس و تبلیغات تلویزیونی رو هم، مثل خود فیلم و سریال، با اشتیاق تماشا کنند. بعضی از مردم و اکثر هنرمندانی که در حوزه صدا و ساخت تیزر و آنونس فعالیت دارند، می دونند که بهترین آنونس گوی تاریخ هنر ایران، استاد ابوالحسن تهامیه که از زمانی که سینما جزوی از این سرزمین شد، قهار ترین و درجه یک ترین آنونس گوی ایران بود. اما با مسافرت طولانی آقای تهامی، و آزمون و خطا شدنِ دیگر گویندگان و صداپیشگان ایران در مدت این غیبت طولانی، فقط و فقط یک گزینهِ جایگزین روی میز مالکان کالا، تهیه کنندگان سینما و تیزرها و مسئولان تلویزیون بود، و اون گزینه آقای حسین باغی بود که اگر چشم روی انصاف و عدل نبندیم، بهترین گزینه ممکن برای این ولیعهدی بود. حالا وقتشه که مروری به زندگینامه ی این هنرمند فقید داشته باشیم و بیشتر با فعالیت هاشون آشنا بشیم.بیوگرافیحسین باغی متولد هفتم مهرماه سال ۱۳۲۹ در تهران و محله های خاني...
اپیزود چهاردهم چکاوا، اوشین22 Jan 202300:57:49
اپیزود چهاردهم چکاوا سالهای دور از خانه اصولاً ماندگار شدن یک اثر هنری، خصوصاً در حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون، میتونه به عوامل زیادی مربوط باشه. مثلاً اینکه در زمان خودش باشه و تو زمانی که باید، پخش بشه یا اینکه بازیگرهایی که تناسب بیشتری با نقش دارند انتخاب بشند، یا به طور کلی عوامل پشت صحنه یک دست باشند و به سمت یک هدف مشخص پیش برند. یا مثلاً اینکه اثر، همسو با دغدغه‌های اجتماعی مردم باشه. اما در نهایت تمام اینها، که می تونند یک اثر هنری رو منسجم و سرپا نگه دارند، بدون تاثیر گذار بودن، نمیتونند هیچ کمکی به مهم بودن و موثر بودن اون اثر بکنند. فیلم، سریال، یا به طور کلی هر اثر هنری، در کنار سرگرم کننده بودن، اگر تاثیر گذار نباشند و قشر قابل توجهی از مردم رو درگیر نکنند، در نزدیک شدن به مخاطب موفق نمیشند. از اونجایی که آدمها، با وجود تفاوت فرهنگی، زبانی و اجتماعی که با هم دارند، شاید به نظر بیاد که خیلی با آثار بین المللی و متفاوت از اقلیم و سرزمین خودشون نمی تونند ارتباط برقرار کنند، ولی در حقیقت، تجربه نشون داده که بزرگترین وجوه هنر، احساس و ادراکه و احساس و ادراک مرز و جغرافیا نمیشناسه و انسان ها رو با تمام تفاوت ها و تمایزاتی که دارند به هم نزدیک می کنه. اما یک اثر هنری در قالب فیلم، نمایش یا سریال، وقتی خیلی به مخاطب نزدیک میشه، که بار دراماتیک پیدا کنه و برای تماشاگر سمپاتی و دلبستگی ایجاد کنه، که بیننده بتونه خودش رو جای شخصیت های اثر بذاره و تمام لحظه ها و موقعیت ها را درک کنه. از اونجایی که فرهنگ ایرانی، از همون روزهای اول تمدن، به هنر آغشته بوده؛ شنیدن قصه و حکایتِ زندگی آدمها، حتی در دوره سخت و دردناک جنگ هم براشون جذابیت داشت.  تقریبا میشه گفت سالهای آخر جنگ ایران و عراق بود، زمانی که مردم ایران دلشون به دوتا شبکه تلویزیونی یک و دو خوش بود و شنبه های سال ۱۳۶۵ براشون حس و حال دیگه ای رو رقم می زد. اگه زیاد اهل فیلم و سریال باشید، حتما در جریان هستید که سینما و تلویزیون سرزمین متمدن و پر رمز و راز ژاپن، یکی از بهترین صنعت های فیلم و سریال سازی غنی در جهانه. سرزمین کارگردان‌های نامدار و درخشانی مثل آکیرا کوروساوا و هایائو میازاکی که تاثیرات مهم و بسزایی در صنعت فیلم و سریال در جهان گذاشتند و ایران هم از این قاعده مستثنا نیست. اما شبکه دو با پخش سریالی به اسم سالهای دور از خانه، که در ایران به اسم اوشین مشهور شد، مخاطب های زیادی رو در سراسر ایران با هر سلیقه ای، شنبه شب ها به مدت 45 دقیقه پای تلویزیون می‌نشوند و با قصه تاثیرگذاری که داشت سرگرمشون می کرد این سریال پرطرفدار 77 قسمتی، حکایت دختری در دهه اول قرن بیستم میلادی بود، که در یک منطقه روستایی از سرزمین ژاپن، با فقر شدیدی دست و پنجه نرم می‌کرد. طوری که پدرش در کودکی اون رو با یک کیسه برنج تاخت می زنه و بالاخره اوشین با طی کردن مصیبت ها و درد های بی شمار، مثل از دست دادن پسرش در جنگ و خودکشی همسرش، بعد از گذشت روزهای دشوار، موفق به تاسیس یک فروشگاه زنجیره ای میشه.این اثر و تراژدی، در عرصه سریال سازی، نه تنها در ایران بلکه به طور کلی در آسیا و قسمتی از غرب، چشم های زیادی رو به خودش خیره کرده بود. حس همزاد پنداری زنان با این شخصیت سریالی، به اندازه ای زیاد بود که، اوشین رو الگوی رفتاری و زیستی خودشون قرار داده بودند. این اثر پر مخاطب در بیشتر از 60 کشور در جهان پخش شد و طرفدار های زیادی رو به خودش اختصاص داده بود.این سریال ژاپنی، یک درام تلویزیونی صبحگاهی بود، که در 297 قسمت 15 دقیقه ای، به مدت یک سال، از شبکه NHK پخش میشد. این سریال، یکی پربیننده ترین سریال های کشور ژاپن در تمام دوران بود، که با زیرنویس های انگلیسی تا عربی روی آنتن های تلویزیون ۶۸ کشور مختلف رفت و نامش رو برای همیشه در هنر جهان موندگار کرد. تهیه کنندگی این سریال رو، یوکیکو اوکاموتو به عهده گرفته بود و جالبه بدونید که، به دلیل اپیزود های زیادی که سریال داشت، شش کارگردان متفاوت این سریال رو کارگردانی کردند‌. موسیقی تیتراژ این اثر، که به دست کوئیچی ساکادا ساخته شده بود، به دلیل آهنگ بی نظیری که داشت، حسابی در جهان گل کرد.هر چقدر هم که فرهنگ کشورهای آسیایی، اروپایی و آمریکایی با هم متفاوت باشه، اما چون این اثر و سریال،  به مقوله های مهم و مشترکی مثل عشق، ایثار، ایستادگی و بخشش می پرداخت، با احساسات زیادی از سمت تماشاگران جهانی روبرو شد، و اینکه فرهنگ کشور ژاپن رو که یکی از زیباترین و منحصر به فرد ترین فرهنگ های جهان است رو با دنیا آشنا کرد. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این سریال به تصویر کشیدنِ نوسان های شدید اقتصادی بود و دلیل استقبال مردم ژاپن، مقابله این سریال با مصرف گرایی های بیش از ...
اپیزود سیزدهم چکاوا V FOR VENDETTA28 Nov 202201:21:29
از اونجایی که سینما از زمان ابداعش تا امروز، آینه‌ی تمام نمای جوامع جهانی بوده و هیچ سوژه ای رو در این صد و اندی سال از دست نداده، از یه جایی به بعد فیلمنامه نویس ها و کارگردان ها فقط زاویه نگاهشون رو به سوژه ها تغییر دادند، چرا که تمام قصه ها با موضوع های متفاوت حداقل یک بار نوشته و ساخته شدند. اما موضوعات سیاسی، با درونمایه انقلابی، در کشورهای مختلف، همیشه از سوژه های محبوب برای کارگردان های سینما بوده و فیلم‌های سینمایی زیادی بوده که در این راستا ساخته شده. داستان فیلم V For Vendetta یا الف مثل انتقام‌جو، با اینکه به طور کلی بر اساس داستانی واقعی ساخته نشده، ولی ادای دینی کرده به اتفاقاتی که در سال 1605 توسط شخصی به نام گای فاکس افتاده. اما مهم ترین نکته اینه که فیلم، یه مفهوم بسیار مهم و تاثیرگذار رو به بیننده منتقل می‌کنه که افراد قدرتمند زیادی تو دنیا، از اون ترس و واهمه دارند و همه تلاششون می کنند تا باهاش رو به رو نشند. این اتفاق مهم وحدتِ مردمه که اگه با هم متحد بشن، از تمام نیروها و قدرت های بزرگ دنیا جلو میزنند.
اپیزود دوازدهم چکاوا، سینما، دوبله و سیاست13 Jul 202201:11:21
شاید کمتر کسی، حتی از بینِ خود مردم اوکراین، فکرش را میکرد که روزی رئیس جمهور این کشور چهل و نه میلیونی،کمدین مطرح و شیرینِ این سرزمین، ولودیمیر زلنسکی بشود. کسی که که از سال 2015 تا 2019، در سریالِ کمدی- سیاسیِ پر طرفداری با نام خادمِ ملت ایفای نقش کرد و در قالب شخصیتی با نامِ واسیل پتروویچ، که به شکل غیرمنتظره ای به عنوان رئیس جمهور کشور اوکراین انتخاب میشود، درخشید. نکته جالب این اتفاق این است که، زلنسکی در ۳۱ دسامبر ۲۰۱۸ هم‌زمان با سخنرانی سال نوِ رئیس‌جمهور این کشور پترو پروشنکو، در کانال تلویزیونی ۱+۱، نامزدی خود را برای انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۹ اوکراین اعلام کرد. ودر نهایت، به شکل شگفت انگیزی با آرای بالای مردم، خصوصا جوانان این کشور، رئیس جمهور منتخب مردم در سال 2019 میلادی شد. بهتر است اول، سراغِ زندگینامهِ این مردِ متفاوتِ سیاست، اقتصاد و هنر برویم و با او تا حدودی آشنا شویم. ولودیمیر الکساندرویچ زلنسکی، متولد ۲۵ ژانویه سال ۱۹۷۸ در کشور اوکراین است و در منطقه ای با نام کریفیی ریه که در جنوب شرقی اوکراین قرار دارد و اکثر مردم آنجا به زبان روسی صحبت می کنند، بزرگ شده است، زلنسکی قبل از اینکه وارد عرصه هنر شود، از دانشگاهِ ملی اقتصاد کیف، در رشته حقوق فارغ التحصیل شده و پس از مدتی کوتاه وکارآموزی و فعالیت در این حوزه، وارد حرفه مورد علاقه اش، سینما و به طور کلی هنرهای تصویری شده و پس از چند سال فعالیت در این حرفه، یک شرکت تولید فیلم و سریال به نام کوارتال ۹۵ تاسیس کرده است، که در آنجا فیلم ها و انیمیشن ها و سریال هایی از جمله خادم ملت تولید شده اند، که خود زلنسکی در این اثر، ایفاگر نقش رئیس جمهور اوکراین است، این سریال از سریال های پر طرفدار اوکراین، و حتی جهان است، که به شکل دوبله شده مدتی در پلتفروم فیلیمو قرار داده شده بود. و قصه این سریال در رابطه با معلمی سی و چند ساله که به شکل غیرمنتظره‌ای، به عنوان رئیس‌جمهور اوکراین انتخاب می‌شود، و پس از یک ویدیوی ویروسی، که توسط یکی از دانش‌آموزانش فیلم‌برداری شده، او را نشان می‌دهد که بر علیه فساد دولتی در کشورش، با عصبانیت، شروع به تلخی و ناسزاگویی می کند. ستاره ها) بر میگردد، که اقتباس شده از، یک مسابقه رقص بریتانیایی، با اجرای تینا کارول و ایوانا اونوفریچوک است. زلنسکی در این ریالیتی شو، که در چند برهه زمانی با حضور 8 داور قضاوت میشد، به عنوان رقصنده حضور داشت. او در سال 2008 این بار در جایگاه تهیه کننده در تلویزیون ظاهر میشود و با سریال سواتی که داستان خانواده ای را روایت می کند که با هم ضد و نقیض های فراوانی دارند، مردم را شب ها، منتظر پای جعبه جادویی نشاند. این سریال از سال 2008 تا 2012 به مدت چهار سال ادامه پیدا کرد.  اما سومین حضور زلنسکی در عرصه تصویر، به سینما که بسیار منتظر آن بود، بر میگردد، او در سال 2009 با فیلم سینمایی (عشق در شهر بزرگ) و نقش ایگور، روی پرده های نقره ای سینمای اوکراین و جهان رفت. قصه این فیلم به چند جوان مربوط میشود که طی یک طلسمی، از تمایلات جنسی و عشقی محروم میشوند، تا به عشق حقیقی خود دست پیدا کنند، زلنسکی در این فیلم، که قسمت دوم آن هم در سال 2012 ساخته شد، در نقش یکی از این جوانان درگیر این جادو، ایفای نقش کرده است و به زعم برخی از منتقدان، درخشان ظاهر شده. فیلم سینمایی ( عاشقانه اداری. زمان ما) دومین فیلم این کمدین مستعد در عرصه سینماست، که اقتباسی از فیلمی روسی با همین نام و  محصول سال ۱۹۷2 است، که توسطِ  الدار ریازانوف ساخته شده و زنلسکی در این اثر هم، با بازی در نقش آناتولی افرموویچ ، مانند فیلم قبلی، خوش درخشیده است. اما حضور او با فیلم سینماییِ کمدی تاریخی (رژفسکی در مقابل ناپلئون) در همین سال، این بار، شکل دیگری به کارنامه هنری او داد، و با بازی در نقشِ ناپلئون بناپارت، که قرار بود سرزمین روسیه را هم به چنگ خود در آورد، ثابت کرد که فقط نه تنها ژانر کمدی، بلکه تاریخ و ژانر تاریخی سینما را هم خوب میشناسد. فیلم سینمایی 8 قرار اول، به کارگردانی دیوید دودسون و الکساندر مالیا است که در سال 2012، سالی که به لحاظ پر مشغله بودن در سینما و تلویزیون برای زلنسکی یک رکورد محسوب میشود، روی پرده نقره ای سینما رفت. او در این فیلم در نقش یک دامپزشک، که منتظر شرایطی مطلوب است و بعد از پیش آمدنش، از آن فرار میکند، تمام وجوه یک کمدین را تجربه کرده است. سال 2014 زلنسکی این بار سراغ دوبله میرود و این تجربه شیرین و جذاب را هم به کارنامه کاری خود اضافه میکند. او گوینده نقش خرس معروفی به نام پدینگتون، در فیلم (پدینگتون) میشود و چالش هایی که برای گویندگی در این نقش معروف ، برای او به وجود آورده است، به گفته خودش این تجربه را برایش بسیار لذت بخش و ما...
اپیزود یازدهم چکاوا، تورج نصر21 May 202200:47:59
اپیزود یازدهم چکاوا این اپیزود تقدیم می‌شود به تورج نصر تورج نصر دوبلاژ ایران، در دهه سی و چهل، بهترین روزهای هنری و حرفه ای خودش رو سپری می‌کرد. روزهایی که، عده‌ای از افراد خلاق و با انگیزه، با شناخت درست و ایمانی که به هنرشون داشتند، درِ استودیو های دوبلاژ رو میزدند و بدون هیچ توقعی، به هنر و علاقه واقعیشون سلام می کردند. آدمای زیادی توی این دو دهه به استودیوهای تازه تاسیس و تازه نفس دوبله رفت و آمد داشتند؛ اما از بین این آدما، افراد زیادی قید سختی کشیدن و زدند و همون اول آب پاکی رو، روی دست خودشون و آدم‌های این حرفه ریختند و بی‌خیال این فضای سخت و طاقت‌فرسا شدند. اما اگه پای عشق و علاقه واقعی درمیون باشه، آدما موندن و انتخاب می کنند و چشمشون رو، روی تمام سختی‌های دونسته و ندونسته این مسیر پر پیچ و خم می بندد. تمام اینها را گفتیم تا یادآوری کنیم که اگه هنوز دوبله ایران هست و نفس میکشه، مدیون اسم بزرگانیه که با حضورشون به این عرصه اعتبار بخشیدن و اون رو زنده نگه داشتند. اگه دوستدار جهان کارتون ها و دنیای والت دیزنی باشین، اگه فیلم های کمدی کلاسیک، لحظاتی از زندگیتون رو به اوقات خوش و سرگرم کننده ای تبدیل کرده باشه، قطعا تورج نصر سهم بزرگی در این لحظه های بیادموندنی داره، این شخصیت دوست داشتنی رو انتخاب کردیم تا قدم بذاریم به دنیای شیرین دوبله و سرنوشتی که برای تورج نصر رقم خورد.علاقه‌ای که آقای نصر به دنیای زیبا و تکرار نشدنی کودکی داشتند و هنوز هم دارند، به اندازه زیاده که با وجود گذشتِ سالهای طولانی از اون دوران، هنوزم هم نمیتونند ازش دور بشند و با مهم ترین و دوست داشتنی ترین فصل زندگیشون همچنان روزگار رو سپری می کنند.کودکی نوجوونیشاید براتون جالب باشه بدونید، که گوینده شخصیت های پرشور و شوق فیلم و کارتون های بچگیمون، به اندازه ای در دوران تحصیل خصوصاً دوره ابتدایی بازیگوش بودنه که مهمون موقت مدرسه به حساب میومده و خانواده مجبور بودند که سالی سه بار مدرسشو عوض کند. هنر به اندازه‌ای به ذهن و قلب و روح تورج نصر غالب شده بود که اجازه فعالیت‌های درسی رو ازش گرفته بود و به جای اون، موسیقی جای مهم و موثرتری در زندگیش پیدا کرده بود. یکی از مشوق‌های اصلی آقای نصر، معلم موسیقی ایشون بود که خواسته همیشگیشون از آقای نصر این بود که هیچ وقت از جهان هنر دور نشه و فعالیت اصلیش مرتبط با همین عرصه باشه، چون تمام ویژگیهای یک هنرمند رو در همون دوران بچگی در وجودش احساس کرده بود.زمان می گذشت و کم کم شخصیت هنری آقای نصر روز به روز کامل تر می شد و دیگه پای هنر تئاتر هم به میون اومده بود و به اندازه ای در این هنر جدی شده بود که روزهای جمعه بچه های محل و مدرسه رو جمع می‌کرد و با یه پول خیلی کوچیک براشون نمایش اجرا می کرد، و به اندازه ای در این کار حرفه ای شده بود که معلم ها از کارش استقبال می‌کردند و با بزرگتر شدن، آقای نصر، اجرا و مسئولیت تئاتر مدرسه رو به عهده گرفت.دبیرستان کم کم به روزهای آخرش نزدیک می شد و طبق تمام برخوردهای کلیشه‌ای اما سرنوشت ساز، معلم آقای نصر در سن ۱۸ سالگی، ایشون رو با یکی از اساتید بزرگ موسیقی ایران، فریبرز لاچینی آشنا کرد و با آموزش ساز جاز و درام، فصل مهمی رو در زندگی آقای نصر رقم زد. علی رغم لذتی که تورج نصر از این هنر بی حد و مرز می برد اما، حضور در عرصه صدا همیشه براشون جذابیت خاصی داشت. که بلاخره یک روز و توی سلمونی داییشون، صدای جذاب و دلپذیر آقای محمود نوربخش، یکی از اساتید بزرگ دوبله ایران، به سمع و نظر ایشون میرسه و در همون سن ۱۸ سالگی، جرقه حضورش برای ورود به عرصه گویندگی و صدا زده میشه. علی رغم مخالفت خانواده اما، عزم تورج نصر جزم شده بود و ایمان داشت که عرصه دوبله همون اتفاق و مسیریه که همیشه انتظارش رو می کشید.بعد از وارد شدن به فضای دوبله و گویندگی، آقای نوربخش، تورج نصر روبه علی کسمایی یکی از سردمداران عرصه دوبلاژ معرفی میکنه.دوره کارآموزی رو دو سال تموم پیش علی کسمایی میگذرونه و بعد از اتمام دوره گویندگی، یکی از همکارهای استودیو، نصر رو به آقای مانی که در اون زمان از بهترین و موفق ترین گویندگان و مدیر دوبلاژ ایران بودند معرفی می‌کنه. در کنار حرفه ای و دقیق بودن آقای مانی، اما سخت گیری و جدیتی که در کار داشتند، کار رو تا حدودی برای کارآموزان سخت می‌کرد و شرایط رو تاب نمیوردند و وارد نشده به این عرصه خارج می شدند، آقای نصر هم از گزند این سخت‌گیری‌ها در امان نبود و بعد از دو سال کار و درخواست کارت کارآموزی، با مخالفت آقای مانی روبرو شد. هرچند آقای نصر ناامید نشد و به حرفه ای که سخت وارد شده بود ادامه داد و در سن ۲۳ سالگی یکی از حرفه ای ترین گوین...
اپیزود دهم چکاوا، آشا محرابی02 May 202200:34:14
اپیزود دهم چکاوا این اپیزود تقدیم می‌شود به آشا محرابی بیوگرافی و صفحه دایره المعارف آشا محرابی مشاهده پروفایل آشا محرابی مشاهده آشا محرابی بعضی از هنرمندان هستند که وقتی پا به جهان هنر میذارند، ذات این حرفه براشون، غالب به شهرت و درآمده و هدف هایی که برای ورود به این دنیای عجیب و پر هیاهو دارند، اهدافی بلندمدت و تاثیرگذاره. اتفاقی که در نهایت، منهای لذت بردن  از مسیر و محبوبیت، اون ها رو به سمت کمال سوق بده و آثار ماندگاری رو ازشون به جا بذاره. آشا محرابی عزیز، در زمره همین هنرمندان قرار میگیره. هنرمندی بی حاشیه و سخت کوش، که مستقل و بدون هیچ پشتوانه ای، با سعی و تلاش خودش، به جایگاه امروزش رسید و این روزها در تئاتر و تلویزیون و سینما تا کارگردانی و گویندگی در رادیو و دوبله فعالیت داره.بریم نگاهی بندازیم به زندگینامه و کارنامه این هنرمند متشخص و دوست داشتنیآشا محرابی در 31 مرداد سال 1352 در تهران متولد شد، بعد از تموم شدن مقطع دبیرستان، در رشته مترجمی زیان انگلیسی پذیرفته شد و هم زمان به مرکز هنری استاد حمید سمندریان رفت و طی گذروندن کلاس های این مرکز، هم در رشته بازیگری، و هم کارگردانی، از این هنرستان فارغ التحصیل شد. بعد از فارغ التحصیلی از موسسه سمندریان و رشته زبان انگلیسی، بدون هیچ توقفی، فوق لیسانس رو با رشته روابط بین الملل در دانشگاه آزاد ادامه داد. از اونجایی که علاقه به رشته های مختلف هنری داشت، در مرکز سینمای جوان، در رشته فیلمسازی شرکت کرد و از اون موسسه هم فارغ التحصیل شد و در این میون فقط جای فیلمنامه نویسی و نوشتن در کارنامه محرابی خالی بود که با گذروندن دوره فیلمنامه نویسی ناصر تقوایی در موسسه کارنامه، به هنرمندی تبدیل شد که یک پکیج کامل از تمام هنرهایی که برای تبدیل شدن یک ایده به اثری تصویری لازمه رو داشت. اما علاقه آشا محرابی به عرصه هنر، به همین جا ختم نمیشه و در سال 1374، با قبولی در آزمون اداره کل نمایش، وارد دنیای رادیو میشه و این بار در کنار عرصه تصویر، صدای خودش رو محک میزنه. با اینکه سالها از حضورش در این حرفه میگذره، اما همچنان در رادیو در جایگاه بازیگر رادیویی، کارگردان و نویسنده فعالیت داره. سال 1377 وقتش رسیده بود که آشا محرابی، هر چی کاشته بود رو درو کنه، پس نمایش دایره گچی قفقازی در تماشاخانه تئاتر شهر، به کارگردانی حمید سمندریان، شاید همون نقطه شروع جدی بود، که محرابی با این نمایش، جای پای خودش رو در تئاتر محکم تر کنه. اما این صدای صاف، جوان و زیبا، حیف بود که فقط در رادیو شنیده بشه، پس با ورود محرابی در سال 1380 به عرصه دوبله، جهان دوبلاژ، از اون سال تا به امروز، میزبان یه گوینده خوش صدا، خلاق و با ذوق و قریحه شد. بعد از گذروندن این همه سال تلاش و یادگیری، آشا محرابی برای تکمیل یادگیری هایش در ایران، به کانادا سفر کرد و فارغ التحصیل رشته فیلمسازی از یکی از دانشگاه های کانادا شد.دوبلهطراوتی که در تمام این سال ها، با گذشت دوران نوجوونی و جوونی، در صدای آشا محرابی بیشتر شد و جا افتاد، غیر قابل انکاره. صدایی صاف، شاداب و خوش آهنگ که با شنیدنش، نا خودآگاه روزهای خوش کودکی برامون تداعی میشه. البته باید اشاره کرد که خود خانم محرابی سن زیادی نداشت که وارد حرفه دوبله شد اما، صدای شیرین و مهربان و معصومش، که گاهی هم طنین یک کودک بازیگوش و پر جنب و جوش رو برامون یادآوری می کنه، آفریده شده که روی شخصیت های دوست داشتنی کارتون ها و انیمیشن ها بشینه و بچه ها رو به دنیای خیال و رویا دعوت کنه.دیو و دلبرقطعا اکثرتون این انیمیشن محصول سال 1991 دیدید. داستان شاهزاده ای که توسط یه پیرزن گدای جادوگر، تبدیل به یک مرد زشت میشه و تا بیست و یک سالگی این طلسم همراه اونه. اما اگه تا این سن عشق واقعیش رو پیدا کنه، از این صورت زشت رها میشه و اگه به عشق واقعی نرسه، تا ابد همون موجود زشت باقی میمونه. که در نهایت دختر زیبایی به اسم بِل، ناخواسته وارد قصر شاهزاده میشه و به اسارت اون در میاد. در دوبله این فیلم، صدای آشا محرابی رو شخصیت بل یا همون دختر رویاهای شاهزاده زشت، به زیبایی نشسته. وقتی این انیمیشن موندگار رو میبیند به راحتی متوجه سنخیتی که بین صدا و تصویر کارتونی شخصیت هست میشید. آشا محرابی در این اثر سعی کرده در کنار حفظ ویژگی های منطقی و گاهی جدی این شخصیت، از کارتونی بودن اثر غافل نشه و همراهی این دو اِلمان با هم، شخصیتی جذاب و دوست داشتنی رو برای تماشاگر به تصویر میکشه. صدایی معصوم، موقر و زیبا که هر لحظه شاهزاده قصه ها رو به وجد میا...
اپیزود نهم چکاوا، منوچهر اسماعیلی20 Apr 202201:04:02
اپیزود نهم چکاوا این اپیزود تقدیم می‌شود به استاد منوچهر اسماعیلی منوچهر اسماعیلی متن پادکست منوچهر اسماعیلی (قسمت اول و دوم)در این قسمت از چکاوا، می خواهیم از هنرمندی حرف بزنیم که صداش، ترکیبی ازقدرت و لطافته، کسی که به معنای واقعی کلمه خلاقه و به دلیل انعطافی که صداش داره، حتی فیلمباز ترین آدم ایرانی هم نمیتونه به راحتی صداش رو بین صداهای شخصیت‌های سینمایی و سریالی تشخيص بده، و این بارزترین ویژگی این هنرمند برجسته، کنار ویژگی‌های درجه یک دیگرش به شمار میاد. زمانی که متوجه میشید صاحب تمام این صداهای مختلف یک نفره، نمیدونید که باید مبهوت ابهت صداش بشید، یا متحیر معصومیتی که در گوشِت طنین انداز میشه. این شخص کسی هست که توانایی و خلاقیت بیش از اندازش، در خلق کردن صدای تیپ ها و شخصیت‌ها، زبانزد عام و خاصه و به شهادت اهل هنر و حتی همکارهای خودش، تافته جدا بافتهِ عرصه صدا و دوبلاژه.بله هنرمندی که امروز می خواهیم در باره صحبت کنیم، استاد منوچهر اسماعیلی، استاد مسلم عرصه دوبله و صداست، و نزدیک به ۶۳ ساله که صدای قدرتمند و ابریشمیش رو، مهمون گوش های مخاطبان هنر هفتم کرده و لذتِ دیدن قهرمان ها و شخصیت های سینمایی رو دو چندان کرده. به دلیل نبوغ و استعدادی که در تغییر تُن، لحن صدا و لهجه اش داره، در خلق تیپ ها و شخصیت های مختلف سریال و فیلم های سینمایی، به بهترین حالت ممکن عمل کرده. اهالی هنر و حتی مخاطبین، لقب مرد هزار صدای سینمای ایران رو به ایشان دادند.استاد منوچهر اسماعیلی، یک اقیانوسه، و این پادکست، یک نفریست که لب ساحل اقیانوس ایستاده و یک چشم اندازی به اقیانوس داره. ولی هرگز نمیتونه وسعت و عمق اون اقیانوس رو درک کنه، برای درک این اقیانوس، خیلی خیلی خیلی بیشتر از این حرف ها و خیلی بیشتر از این پادکست، باید کار بشه، تحقیق بشه، ت به تمام وجوهات این اقیانوس پی ببریم. این پادکست فقط یک منظره از این اقیانوسه.ما توی این اپیزود، تصمیم گرفتیم که به بیوگرافی و ورود استاد منوچهر اسماعیلی به فعالیت های مهم و تاثیرگذار ایشون در عرصه تصویر و دوبلاژ بپردازیم و به ادامه فعالیت های ماندگار و خاطره ساز ایشون در این عرصه. همچنین در این پادکست، مصاحبه ای با استاد اکبر عبدی انجام دادیم که صداشون رو خواهیم شنید.منوچهر اسماعیلی دوبلور و مدیر دوبلاژ سرشناس ایرانی، هشتم فروردین ۱۳۱۸، در شهر کرمانشاه به دنیا اومد. استاد اسماعیلی حرفه دوبله رو، از سال ۱۳۳۶؛ با نقشه های دوم سوم شروع کرد، سال ۱۳۳۸ با گویندگی در فیلم سینمایی دروازه های پاریس، به مدیریت دوبلاژ علی کسمایی و کارگردانی رِنه کلر، محصول سال ۱۳۵۷، که بر اساس رمانی از رنه فالر ساخته شده بود، درخشید. اما نقطه اوج گویندگی ایشون، اوایل کارش در فیلم سینمایی بِن هور به جای چارلتون هستون، و به کارگردانی ویلیام وایلر، محصول سال ۱۹۵۹ در نقش بن هور، با مدیریت احمد رسول زاده در سال ۱۳۴۱، اتفاق افتاد، و خیلی هم طولی نکشید که از سال ۱۳۴۲، روی صندلی مدیریت دوبلاژ نشست و مدیریت دوبله بسیاری از فیلم‌های بزرگ جهان را بر عهده گرفت و و در همون سال هم رئیس صنف گویندگان و سرپرست انجمن شدند و آخرین دوره ای که ایشون رئیس صنف انجمن بودند سال ۱۳۸۸ بود.کارنامه هنری این هنرمند، به قدری پربار و درخشان هست، که اگه بخواهیم به تمامی آثارشون در تمام این سال ها بپردازیم، شاید به اندازه سال‌های فعالیتشون زمان ببره.یکم به عقب برگردیم و ببینیم جرقه دنیای هنر و تصویر چه زمانی در ذهن استاد اسماعیلی زده شد.طبقِ صحبت های خودشون، اولین علاقه ایشون تئاتر بود. و در مصاحبه‌ای نقل کردند که در اون دوران، تئاتر جایگاه مهم و منسجمی داشته و کار اکثر افرادی که به سینما علاقه مند بودند، از تئاتر شروع شده بود، این هنر در مدارس، دبیرستان ها دانشگاه ها خیلی جا افتاده بود و علاقمندان رو به سمت خودش می کشید. سینمای آن زمان هم، زیاد مطلوب همه نبود و خیلی طول می کشید تا زمینه ای برای ورود افراد به سینما فراهم بشه، اما تجربه تئاتری ایشون به دوران دبیرستان برمیگرده که نشد به طور حرفه ای ادامه پیدا کنه، ایشون به همراه بهروز وثوقی که با هم همکلاس بودند و چند نفر دیگه، ترجمه نمایشی رو پیدا کردند و بر روی صحنه بردند. و در ادامه هم اجراهایی رو در دو سانس، برای خانواده ها که از طرف وزارت فرهنگ دعوت می شدند، در دبیرستان شهناز و تالار فردوسی برگزار کردند. آقای محمد سخن سنج با استاد اسماعیلی تماس میگیرند و خبر درست شدن محلی به نام آژانس هنرپیشگان که روبروی سفارت انگلیس بود رو به ایشون میدند، و آقای اسماعیلی هم به آژانس میره، ثبت نام کنه و به این وسیله وارد کار تئاتر و سینما میشه.
اپیزود هشتم چکاوا، منوچهر اسماعیلی26 Mar 202200:49:44
اپیزود هشتم چکاوا این اپیزود تقدیم می شود به استاد منوچهر اسماعیلی منوچهر اسماعیلی متن پادکست منوچهر اسماعیلی (قسمت اول و دوم)در این قسمت از چکاوا، می خواهیم از هنرمندی حرف بزنیم که صداش، ترکیبی ازقدرت و لطافته، کسی که به معنای واقعی کلمه خلاقه و به دلیل انعطافی که صداش داره، حتی فیلمباز ترین آدم ایرانی هم نمیتونه به راحتی صداش رو بین صداهای شخصیت‌های سینمایی و سریالی تشخيص بده، و این بارزترین ویژگی این هنرمند برجسته، کنار ویژگی‌های درجه یک دیگرش به شمار میاد. زمانی که متوجه میشید صاحب تمام این صداهای مختلف یک نفره، نمیدونید که باید مبهوت ابهت صداش بشید، یا متحیر معصومیتی که در گوشِت طنین انداز میشه. این شخص کسی هست که توانایی و خلاقیت بیش از اندازش، در خلق کردن صدای تیپ ها و شخصیت‌ها، زبانزد عام و خاصه و به شهادت اهل هنر و حتی همکارهای خودش، تافته جدا بافتهِ عرصه صدا و دوبلاژه.بله هنرمندی که امروز می خواهیم در باره صحبت کنیم، استاد منوچهر اسماعیلی، استاد مسلم عرصه دوبله و صداست، و نزدیک به ۶۳ ساله که صدای قدرتمند و ابریشمیش رو، مهمون گوش های مخاطبان هنر هفتم کرده و لذتِ دیدن قهرمان ها و شخصیت های سینمایی رو دو چندان کرده. به دلیل نبوغ و استعدادی که در تغییر تُن، لحن صدا و لهجه اش داره، در خلق تیپ ها و شخصیت های مختلف سریال و فیلم های سینمایی، به بهترین حالت ممکن عمل کرده. اهالی هنر و حتی مخاطبین، لقب مرد هزار صدای سینمای ایران رو به ایشان دادند.استاد منوچهر اسماعیلی، یک اقیانوسه، و این پادکست، یک نفریست که لب ساحل اقیانوس ایستاده و یک چشم اندازی به اقیانوس داره. ولی هرگز نمیتونه وسعت و عمق اون اقیانوس رو درک کنه، برای درک این اقیانوس، خیلی خیلی خیلی بیشتر از این حرف ها و خیلی بیشتر از این پادکست، باید کار بشه، تحقیق بشه، ت به تمام وجوهات این اقیانوس پی ببریم. این پادکست فقط یک منظره از این اقیانوسه.ما توی این اپیزود، تصمیم گرفتیم که به بیوگرافی و ورود استاد منوچهر اسماعیلی به فعالیت های مهم و تاثیرگذار ایشون در عرصه تصویر و دوبلاژ بپردازیم و به ادامه فعالیت های ماندگار و خاطره ساز ایشون در این عرصه. همچنین در این پادکست، مصاحبه ای با استاد اکبر عبدی انجام دادیم که صداشون رو خواهیم شنید.منوچهر اسماعیلی دوبلور و مدیر دوبلاژ سرشناس ایرانی، هشتم فروردین ۱۳۱۸، در شهر کرمانشاه به دنیا اومد. استاد اسماعیلی حرفه دوبله رو، از سال ۱۳۳۶؛ با نقشه های دوم سوم شروع کرد، سال ۱۳۳۸ با گویندگی در فیلم سینمایی دروازه های پاریس، به مدیریت دوبلاژ علی کسمایی و کارگردانی رِنه کلر، محصول سال ۱۳۵۷، که بر اساس رمانی از رنه فالر ساخته شده بود، درخشید. اما نقطه اوج گویندگی ایشون، اوایل کارش در فیلم سینمایی بِن هور به جای چارلتون هستون، و به کارگردانی ویلیام وایلر، محصول سال ۱۹۵۹ در نقش بن هور، با مدیریت احمد رسول زاده در سال ۱۳۴۱، اتفاق افتاد، و خیلی هم طولی نکشید که از سال ۱۳۴۲، روی صندلی مدیریت دوبلاژ نشست و مدیریت دوبله بسیاری از فیلم‌های بزرگ جهان را بر عهده گرفت و و در همون سال هم رئیس صنف گویندگان و سرپرست انجمن شدند و آخرین دوره ای که ایشون رئیس صنف انجمن بودند سال ۱۳۸۸ بود.کارنامه هنری این هنرمند، به قدری پربار و درخشان هست، که اگه بخواهیم به تمامی آثارشون در تمام این سال ها بپردازیم، شاید به اندازه سال‌های فعالیتشون زمان ببره.یکم به عقب برگردیم و ببینیم جرقه دنیای هنر و تصویر چه زمانی در ذهن استاد اسماعیلی زده شد.طبقِ صحبت های خودشون، اولین علاقه ایشون تئاتر بود. و در مصاحبه‌ای نقل کردند که در اون دوران، تئاتر جایگاه مهم و منسجمی داشته و کار اکثر افرادی که به سینما علاقه مند بودند، از تئاتر شروع شده بود، این هنر در مدارس، دبیرستان ها دانشگاه ها خیلی جا افتاده بود و علاقمندان رو به سمت خودش می کشید. سینمای آن زمان هم، زیاد مطلوب همه نبود و خیلی طول می کشید تا زمینه ای برای ورود افراد به سینما فراهم بشه، اما تجربه تئاتری ایشون به دوران دبیرستان برمیگرده که نشد به طور حرفه ای ادامه پیدا کنه، ایشون به همراه بهروز وثوقی که با هم همکلاس بودند و چند نفر دیگه، ترجمه نمایشی رو پیدا کردند و بر روی صحنه بردند. و در ادامه هم اجراهایی رو در دو سانس، برای خانواده ها که از طرف وزارت فرهنگ دعوت می شدند، در دبیرستان شهناز و تالار فردوسی برگزار کردند. آقای محمد سخن سنج با استاد اسماعیلی تماس میگیرند و خبر درست شدن محلی به نام آژانس هنرپیشگان که روبروی سفارت انگلیس بود رو به ایشون میدند، و آقای اسماعیلی هم به آژانس میره، ثبت نام کنه و به این وسیله وارد کار تئاتر و سینما میشه.
اپیزود هفتم چکاوا، ابوالحسن تهامی(قسمت سوم)24 Jan 202201:04:36
اپیزود هفتم چکاوا این اپیزود تقدیم می شود به استاد ابوالحسن تهامی نژاد​ پروفایل ابوالحسن تهامی مشاهده بیوگرافی و صفحه دایره المعارفابوالحسن تهامی مشاهده ابوالحسن تهامی نژاد بعد از صحبت درباره دوبله، نویسندگی، ترجمه و بازیگری آقای تهامی، شاید بهتر باشه که در قسمت آخر این پادکست، از هنری درمورد ایشون حرف بزنیم، که روی ناخودآگاه بیننده و شنونده تاثیر بسیار عمیق و عجیبی داشت و هنوز هم داره. به نقل از یکی از کارگردانان بزرگ سینمای ایران که گفت: وقتی برادرم فیلمی رو در سینما می دید، جوری برای من این فیلم رو با هیجان و آب و تاب تعریف می کرد، که راغب می شدم برم و این فیلم رو در سینما ببینم. نکته جالب این قصه اینکه، بعد از رفتن به سینما و دیدن فیلم ها، متوجه شدم که بیشتر از خود فیلم، اون تعریف های با هیجان و پر جوش و خروش برادرم بود که رغبت دیدن این فیلم رو در من ایجاد می کرد و شاید تمام این فیلم ها به زیبایی تعریف های اون نبود.می شه گفت که آقای ابوالحسن تهامی نژاد، پایه گذار آنونس های سینمایی، به روش و شکل جدیدی در تاریخ سینمای ایران بودند و همچنان هم هستند. قدرتمند ترین و درخشان ترین تیزرهای سینمایی رو ما سالهای سال با صدای ایشون شنیدیم و بیانی که ایشون با این میزان از قدرت و صلابت روی آنونس ها اجرا می کنند رو از کمتر گوینده ای می شه شنید. به نقل از خیلی از هنرمندان پیش از انقلاب، شاید یکی از دلایل وسوسه شدن مردم برای رفتن به سینما، گویندگی تیزرهای فیلم های سینمایی اون دوران با صدای آقای ابوالحسن تهامی نژاد بود و شایدم این قصه تا امروز ادامه داره. از زمانی که آقای ابوالحسن تهامی شروع به آنونس گفتن فیلم های سینمایی ایرانی و فرنگی کردند، یعنی از سال 1338، رغبت و شوق و اشتیاق مردم برای دیدن این آثار چند برابر می شد و همه فیلمسازان و تهیه کنندگان، مشتاق بودن که صدای با ابهت، شیوا و پر از هیجان آقای تهامی، که لحشون منطبق با ژانر فیلم ها تغییر می کرد و بر ذهن و ناخودآگاه مخاطب تاثیر می ذاشت، بر روی آنونس فیلم های اونها قرار بگیره. آقای تهامی به جهت مسلط بودن به زبان انگلیسی و کمی هم ایتالیایی و شناختی که از این فرهنگ داشتند، و به جهت اینکه با قلم و نوشتن هم به هیچ عنوان غریبه نبودند، آنونس ها رو مطابق با ذائقه و سلیقه ایرانی می نوشتند و با لحن محکم و جذاب خودشون گویندگی می کردند.تجلی پدیده ای مثلِ خود سینما، آنونس سازی، در ایران واقعه ای بود که از خارج به ایران وارد شد و آروم آروم جای خودش رو بین مردم و طرفدارهای سینما و تماشاگران باز کرد. اولین فیلم بلند سینمایی در ایران (آبی و رابی) بود و اوانس اوهانیان کارگردانی این اثر رو در سال ۱۳۰۹ به عهده گرفت. تا قبل از این، در سالن های محدودی، معمولا فیلم های کوتاهِ خارجی رو اکران می کردند و برای آگاهی و خبر دادن به مردم و تبلیغات فیلم ها، سالهای زیادی از پوستر و پلاکارد استفاده می شد و ساختنِ آنونس که در اون زمان به شکلِ مصطلح، بهش (پیش پرده) می گفتند، با فاصله خیلی زیادتری به ایران رسید. در اون زمان معمولا شخصی کنار پرده سینما وایمیستاد و با صدای بلند، ویژگی های فیلم بعدی که قرار بود در آینده نشون بدند رو در کنارِ خلاصه ای از قصهِ اون فیلم تعریف می کرد. ولی بعد از مدتی این کار توسطِ بلندگوهایی که در داخل سالن قرار داشتند، انجام شد.رفته رفته به همراه گفتار، قسمتی از سکانس های جذاب و هیجان انگیز فیلم رو هم به مخاطب هم نشون می دادند. طبقِ گفته های ساموئل خاچیکیان، مبتکرِ این آنونس ابداعی، (اوانس اوهانیان) بود.خیلی واضح نمی شه گفت که اولین آنونس رو چه کسی و برای چه فیلمی ساخت؛ اما همه در مورد این اتفاقِ خاص، هم عقیده اند که اولین فردی که نه به صورتِ مبتدی، بلکه به شکل جدی و برای فیلم‌هایی که خودش کارگردانی کرده بود، آنونس ساخت، کسی نبود جز ساموئل خاچیکیان.در اوایل این راه، آنونس برای مخاطبانِ سینمایِ ایران خیلی متداول و رایج نبود. اما در سال 1332،  زمانی که هنوز هیچکس برای فیلم های ایرانی آنونسی نساخته بود، ساموئل خاچیکیان از دکتر اسماعیل کوشان، مدیر استودیو پارس فیلم و اولین کسی که دوبله فارسی را به سینماهای ایران هدیه کرد، پرسید که چرا برای تبلیغ فیلم هایی که کارگردانی می کنه، آنونس نمی سازه. آقای کوشان هم بعدِ اینکه ماهیت و موضوعیت آنونس رو متوجه شد، جواب داد که زمان آنونس برای تبلیغ کردن فیلم، کوتاهه. بعد از اینکه خاچیکیان، دومین فیلم سینمایی خودش رو به اسم (دختری از شیراز) به تهیه کنندگی ساناسار خاچاطوریان ساخت، ...
اپیزود ششم چکاوا، ابوالحسن تهامی(قسمت دوم)15 Sep 202100:46:44
اپیزود ششم چکاوا این اپیزود تقدیم می‌شود به ابوالحسن تهامی نژاد پروفایل ابوالحسن تهامی مشاهده بیوگرافی و صفحه دایره المعارفابوالحسن تهامی مشاهده ابوالحسن تهامی نژاد مقدمه:این اپیزود یک ویژه برنامه است. و درباره کسی است که دایره المعارف دوبله و صداپیشگی است. مجموعه کاملی از تمامی صفت و عملکردهای عالی در سینما و دوبله ایران.بازیگر تیاتر، دوبلور، مدیر دوبلاژ، مترجم و بازیگر فیلم، گوینده و صاحب سبک آنونس و تیزر، نویسنده، منتقد، مترجم کتاب، ادیب، لغت و زبان شناس، شاهنامه شناس و مسلط به ادبیات فارسی و انگلیسی و یک کلام نقاش صدای فارسی .... جناب استاد ابوالحسن تهامیکسی که به جرات تمامی می توان گفت در هر کجا که پا گذاشته آنجا را به قله تبدیل کرده....وقتی که تصمیم گرفتیم پادکستی برای جناب تهامی بسازیم نمی دونستیم که در آخر تبدیل به سه اپیزود خواهد شد چرا ایشون اونقدر منشا اثر بودند که اگر بخواهیم ویژگی آنها را بگیم ساعت ها و ساعتها طول خواهد کشید. لذا جناب آقای تهامی را در سه اپیزود مستقل بررسی می کنیم...قسمت اول آقای تهامی و دوبلهقسمت دوم آقای تهامی نمایش شنیداری و نویسندگی، نقد ترجمهقسمت سوم آقای تهامی آنونس و تیزر آقای ابوالحسن تهامی نژاد، جزو دوبلورها و گویندگانی هستن که نه فقط در حوزه صدا، بلکه در حوزه نقد و نوشتن هم سالهای زیادی هست که فعالیت دارند و در این زمینه ها هم مثل دوبله درخشانند. از نوشتن نمایشنامه و ترجمه گرفته، تا نوشتن و تهیه کتاب های صوتی و نقدهای زیادی در رابطه با دوبلهِ فیلم های سینمایی، تمامی این ها فعالیت های مهمی هست که سالهای سال آقای تهامی نژاد در حوزه ادبیات و فرهنگ انجام دادند و بسیار هم در این حوزه کارساز و تاثیر گذار بودند.آقای ابوالحسن تهامی نژاد بی شک مهم ترین و تاثیرگذار فرد در نقد دوبلهِ ایران هستند، نگاه تیز و با دقت در کنار زبان نرم و محترمانه ایشون، سالهای ساله که زبان زد عام و خاص در میون هنرمندان، خصوصا گویندگانِ عرصه دوبلاژه. اما از اونجایی که همیشه تاریخ ثابت کرده که انتقاد تلخه و تغییر کردن سخت، برای عده ای ازهمکاران آقای تهامی نژاد این نقدها گرون تموم می شد و شاید اگه این نقدها جدی گرفته می شد، حالِ امروز دوبله ایران با اون سابقه طلایی، این نبود. نزدیک به 15 نقد دوبله مفصل درباره 15 فیلم متفاوت در مجله ماهنامه فیلم، به قلم ایشون چاپ شده. از جمله این نقدها باید به نقد دوبله (استرالیا)، (الیزابت)، (بهشت بر فراز آسمان برلین)، (پالپ‌ فیکشن)، (تایتانیک)، (زوربای یونانی)، (ساعت‌ها)، (سرگیجه)، (شبکه)، (قاتلین پیرزن)، (مردی برای تمام فصول)، (نقشه پرواز) و (هملت) اشاره کرد.نویسندگی یکی دیگه از علایق و استعدادهای آقای تهامی نژاد در عرصه هنره. ایشون در تمام این سالها در کنار ترجمه کتاب از نوشتن غافل نشدند و  کتاب ها و مقالات زیادی با مضمون و محتوای دوبله رو به چاپ رسوندند . از جمله این کتاب ها، کتاب (چه گونه فیلم دوبله کنیم) که در سال 1399 در 3 سری به چاپ رسید. آقای تهامی در این کتاب تاکید کردند که درسته که حرفه دوبلاژ کاربسیار پر طرفدار و جذابیه، اما، این جذابیت شامل افرادی میشه که با هدف عشقِ به این کار پا در این مسیر عجیب و غیرقابل پیش بینی گذاشته باشند، چرا که اگه هدف پول باشه، راه سخت و دشواری پیش روی این افراد قرار می گیره. این کتاب سه قسمت داره که قسمت اولش در رابطه با فن دوبله و عوامل موثر در هر چه بهتر شدن اونه، که ترجمه خوب یکی از این عوامله0قسمت دوم در رابطه با فن بیان و شناخت این علم به عنوان یکی از مهم ترین و تاثیرگذارترین و کلیدی‌ترین نکات فن دوبله صحبت می کنه و قسمت سوم هم به به تاریخچه دوبله در ایران اختصاص داره.  ن‍م‍ای‍ش‍ن‍ام‍ه‌‌ی تاریخی (م‍ان‍ی‌ و ک‍رت‍ی‍ر)که در ش‍ش‌ پرده‏‏ نوشته شده، از دیگه اثرهای زیبا جناب تهامی نژاده. همینطور مقالاتی تحت عنوان (رفع ابهام از دو واژه‌ سغدی، ویژه نامه‌ فرهنگستان)،(چرا آژیدهاک در افسانه‌ی ایرانی نمی‌میرد)، (دوب‍ل‍ه‌ ام‍روز و دی‍روز)، (دوبله‌ای سرآمد از مدیر دوبلاژ نسل سوم : نقد دوبله مردی برای تمام فصول)، (دوب‍ل‍ه‌ ب‍ه‌ ف‍ارس‍ی‌: ن‍زدی‍ک‍ی‌ ب‍ه‌ گ‍وی‍ش‌ م‍ردم‌)،( کیفیت، کیفیت و کیفیت)، (گزارش‌های یازدهمین جشن سینمای ایران در سه پرده)، (احساس تعهد و بوی خوش کیفیت : نقد دوبله ( دریای درون ))، (ان‍ف‍ج‍ار و م‍گ‍س‌ ت‍س‍ه‌ ت‍س‍ه‌) و کتاب های گویایی همچون شازده کوچولو، تاریخ بیهقی، بهارستان جامی و گلستان سعدی از دیگر فعالیت های آقای تهامی در این عرصه است.
اپیزود بیست و سوم چکاوا،آقای قهرمان قرن 2121 Feb 202400:13:17
محمد مهدی جعفری، بنیانگذار موسسه قرن21، یکی از بزرگترین و تاثیرگذارترین افراد در تاریخ دوبله ی ایران است. در روزگاری که همه ی ما فیلم های سینمایی را در VHS تماشا می کردیم، مهدی جعفری بود که در سال 1381 دوبله ی فیلم های روز سینما را به شکل VCD و DVD عرضه می کرد. به گفته ی بسیاری از اساتید دوبله، خدمتی که ایشان به این حرفه کرد، تا ابد به یادگار خواهد ماند. این اپیزود نتیجه ی دیدار دوستانه ی مدیر چکاوا با محمد مهدی جعفری است.
اپیزود پنجم چکاوا، ابوالحسن تهامی(قسمت اول)03 Aug 202101:10:46
اپیزود پنجم چکاوا این اپیزود تقدیم می‌شود به ابوالحسن تهامی نژاد پروفایل ابوالحسن تهامی مشاهده بیوگرافی و صفحه دایره المعارفابوالحسن تهامی مشاهده ابوالحسن تهامی نژاد مقدمه:این اپیزود یک ویژه برنامه است. و درباره کسی است که دایره المعارف دوبله و صداپیشگی است. مجموعه کاملی از تمامی صفت و عملکردهای عالی در سینما و دوبله ایران.بازیگر تیاتر، دوبلور، مدیر دوبلاژ، مترجم و بازیگر فیلم، گوینده و صاحب سبک آنونس و تیزر، نویسنده، منتقد، مترجم کتاب، ادیب، لغت و زبان شناس، شاهنامه شناس و مسلط به ادبیات فارسی و انگلیسی و یک کلام نقاش صدای فارسی .... جناب استاد ابوالحسن تهامیکسی که به جرات تمامی می توان گفت در هر کجا که پا گذاشته آنجا را به قله تبدیل کرده....وقتی که تصمیم گرفتیم پادکستی برای جناب تهامی بسازیم نمی دونستیم که در آخر تبدیل به سه اپیزود خواهد شد چرا ایشون اونقدر منشا اثر بودند که اگر بخواهیم ویژگی آنها را بگیم ساعت ها و ساعتها طول خواهد کشید. لذا جناب آقای تهامی را در سه اپیزود مستقل بررسی می کنیم...قسمت اول آقای تهامی و دوبلهقسمت دوم آقای تهامی نمایش شنیداری و نویسندگی، نقد ترجمهقسمت سوم آقای تهامی آنونس و تیزر این قسمت از پادکست ما اختصاص داره به هنرمند بی نظیر و خوش صدایی که دوبله ایران تا حد زیادی به ایشون مدیونه؛ هنرمندی که در 82 سالگی، صِرف صدای جوان و دلپذیری که دارند، در زمینه گویندگی، مدیریت دوبلاژ، نقد، تألیف و ترجمه تا به امروز فعالیت های زیادی داشتند و صاحب نظر هستند.پادکست امروز ما اختصاص داره به جناب آقای ابوالحسن تهامی نژاد، یکی از گویندگان خوش صدا، مستعد، فرهیخته و متشخص عرصه گویندگی و دوبلاژ.آقای تهامی نژاد (داماد خانوم (سیمین بهبهانی) نویسنده و شاعر وغزل‌  سرا ایران و همسر (دکتر امید ملاک بهبهانی) پژوهشگر فرهنگ و زبان‌های باستانی، در 13 مرداد سال 1317 در محله آب منگل تهران، چشم به جهان گشودند و دوران کودکی و نوجوانی رو در مدرسه دارالفنون گذروندن و بعد از اون در دانشسرای عالی، تحصیلات خودشون رو در رشته مترجمی زبان انگلیسی ادامه دادند؛ و به دلیل علاقه ای که به هنر نمایش داشتند، همزمان با  تحصیل در همون سن 18 سالگی، فعالیت خودشون رو در تئاتر آغاز کردند و در سال ۱۳۳۸ به طور جدی وارد دنیای دوبله و گویندگی شدند و زیاد طولی نکشید که در سال ۱۳۴۴ روی صندلی مدیریت دوبلاژ نشستند. آقای تهامی نژاد به دلیل جنس صدای جوان، گیرا، شیک و جذابی که داشتند و دارند، از همون ابتدا، منهای گویندگی به جای کاراکترهای سینمایی، در گویندگی روی تیزرهای فیلم های سینمایی هم خوش درخشیده بودند و درهمان سالهای اولیه، بنیان گذار تیزرهای تبلیغاتی، به شکل و شیوه جدیدی که مختص به خودشون بود، شده بودند و بعد از ایشون اشخاص زیادی در این راه دنباله رو ایشون شدن و از تاثیراتی که آقای تهامی نژاد در این عرصه گذاشتند بی نصیب نموندند. آقای تهامی نژاد در سال ۱۳۶۳ به خارج از ایران مهاجرت کردند و در سال ۱۳۷۲ به ایران برگشتند و مجدداً فعالیت خودشون رو در زمینه دوبله و گویندگی از سر گرفتند. ایشون نخستین فردی بودند که نقد دوبله وگویندگی رو به شکل جدی در مطبوعات شروع کردند.با اینکه جنس صدای آقای تهامی نژاد، جوانه و آدم رو یاد عصر مدرنیته می نداره اما، صدای ایشون رو می تونید درفیلم های مهم، ماندگار و سرشناس کلاسیک بشنوید و لذت ببرید، بله از عجایب صدای ایشون که شنونده رو متحیر می کنه، این هست که هم زمان صدای کلاسیک و مدرنی دارند و این تلفیق و پارادوکس عجیب یکی از مهم ترین ویژگی های صدای اقای تهامی نژاده.در طول 62 سالی که آقای تهامی نژاد در این عرصه هنرنمایی کردند، ترجمه و تالیف و نقد های زیادی داشتند و فیلم ها و سریال های زیادی رو دوبله و مدیریت کردند که توی این پادکست در کنار صحبت‌های ایشون در مورد فعالیت هاشون به مهم ترین اونها می پردازیم.می شه گفت که آقای ابوالحسن تهامی نژاد، پایه گذار آنونس های سینمایی، به روش و شکل جدیدی در تاریخ سینمای ایران بودند و همچنان هم هستند. قدرتمند ترین و درخشان ترین تیزرهای سینمایی رو ما سالهای سال با صدای ایشون شنیدیم و بیانی که ایشون با این میزان از قدرت و صلابت روی آنونس ها اجرا می کنند رو از کمتر گوینده ای می شه شنید. به نقل از خیلی از هنرمندان پیش از انقلاب، شاید یکی از دلایل وسوسه شدن مردم برای رفتن به سینما، گویندگی تیزرهای فیلم های سینمایی اون دوران با صدای آقای ابوالحسن تهامی نژاد بود و شایدم این قصه تا امروز ادامه داره.
اپیزود چهارم چکاوا، منوچهر والی زاده24 Jun 202100:49:14
اپیزود چهارم چکاوا این اپیزود تقدیم می‌شود به منوچهر والی زاده پروفایل استاد منوچهر والی زاده مشاهده بیوگرافی و صفحه دایره المعارفمنوچهر والی زاده مشاهده منوچهر والی زاده توی این پادکست سراغ یکی از گوینده و دوبلورهایی رفتیم که بخش عمده ای از خاطرات کودکی، نوجوونی و میانسالی مارو به خودش اختصاص داده، کسی که با صدای مینیمال و جوونش، شخصیت هایی رو برای ما قابل باور کرده، که همیشه در ذهنمون موندگار و پر ازخاطره میمونه، کسی که با ۸۰ سال سن، هنوز که هنوزه صدای جوون، دلپذیر و پر از انعطافش، نقش های اکشن و پر انرژی و در عین حال آروم و درونگرا رو می طلبه. بله مقصودمون از این تعاریف منوچهر والی زاده یکی از اساتید بی بدیل و تکرار نشدنی عرصه دوبلاژ ایرانه. منوچهر والی زاده دوبلور، گوینده، مدیر دوبلاژ، مجری، بازیگر تئاتر، سینما، تلویزیون و رادیو که در محله لاله زار تهران متولد شد و بین سالهای سی و هفت و سی هشت که هنوز دبیرستان رو تموم نکرده بود وارد هنر نمایش شد و بعد ازچند نمایش آماتوری، وارد تئاتر تهران شد و یه نقش در نمایشنامه ای به کارگردانی خانم مورین به عهده گرفت و بعد از آشنا شدن با منصورمتین که خودش از هنرمندان عرصه نمایش و دوبلاژ بود به استودیو (شاهین فیلم) در خیابان بهار، برای کار در دوبله دعوت شد و و بعد از چند همکاری با منصورمتین، به استادِ گویندگی علی کسمایی معرفی شد و بعد از یه دوره کارآموزی درفیلم سینمایی (اِلنا و مردان) گویندگی نقش اول فیلم با بازی (مِل فِرر) رو به عهده گرفت. سال ۱۳۴۰ بود که از طریق بانوی بی بدیل دوبله خانم تاجی احمدی به امین امینی معرفی شد و در استودیو عصر طلایی گویندگی رو شروع کرد. اولین باری که والی‌زاده جلوی دوربین ظاهر شد برای نقش اول فیلم سینمایی خداداد محصول سال 1341 بود.می شه گفت که منوچهر والی زاده در عرصه هنر، تمام هنرهای سمعی و بصری رو در مدیوم های مختلف تجربه کرده. از بازیگری در تئاتر و سینما و تلویزیون تا دوبلاژ و اجرا. اما به گفته خودش دوبله برایش جایگاه دیگه ای داره و همه این استعدادها را می‌تونه در قالب گویندگی با هم به اجرا بذاره.والی زاده تا به امروز بیش از چند صد  فیلم سینمایی و 35 سریال رو گویندگی و نزدیک به 18 فیلم سینمایی بازی کرده؛ کارنامه هنری والی زاده به اندازه سابقه اون در این عرصه پربار، پرافتخار و متفاوت است، او به جای بازیگران کلاسیک سینما از جان میلر، رابرت دنیرو، بازیل ریتوِن، استیو مک کوئین، توشیرو میفونه گرفته تا تام هنکس، دنزل واشنگتن، کیانو ریوز، نیکلاس کیج، لیام نیسون، ادی مورفی، ویل اسمیت، جان تراولتا، تام کروز، جیم کری، مارک والبرگ، هیو جکمن، تا سینمای هند و شاهرخ خان عامر خان و سلمان خان رو گویندگی کرده. والی زاده به دلیل جنس صدای رسا و منعطف که ضرباهنگ دلنشینی داره، اکثرا جای کاراکترهای جوان فیلم ها صحبت می کنه، اما به دلیل  انعطاف و قابلیت بالایی که در تغییر دادن صداش داره، می‌تونه تُن صداش رو بالا و پایین ببره و صداش رو پیر، میانسال و حتی نوجوان کنه.یکی از خصوصیات صدای والی زاده این است که صداش به زیبایی روی شخصیت‌های کارتونی و انیمیشنی می نشینه، با اینکه زیاد گوینده انیمشن نبوده اما یکی از زیباترین و خاطره انگیز ترین نقش های اون که هنوز که هنوزه برای مردم تداعی کننده صدای والی زاده هست، کاراکتر جذاب و بانمک کارتونی، لوک خوش شانس محصول سال 1983. کابوی گاوچرونِ اسلحه به دستی که حتی سریع تر از سایه‌اش هفت تیر میکشه و قراره در غرب وحشی عدالت رو برقرار کنه و سوار بر اسب باهوش و به همراه سگش بوشوگ سفر میکنه. این وسط کشمکش و چالشهای لوک خوش شانس با خلافکارهای واقعی یا الهام گرفته از تاریخ آمریکا که به اصطلاح به آنها فولکلور میگن که شناخته شده ترین آن ها برادران دالتون هستند، این انیمشن را جذاب و دیدنی میکنه.اما طنین صدای والی زاده به شکلیه که حتی در فیلم‌های کلاسیکی مثل پدر خوانده هم  برای مخاطب قابل قبوله . صدای او در نقش جوانی ویتو کورلئونه هر چند کوتاه، در فیلم پدرخوانده ۲ بسیار زیبا گویندگی شده . غیرممکنه که طرفدار هنر هفتم باشید، اما پرآوازه ترین و شناسنامه دار ترین اثر کارگردان بی نظیر و درجه یک هالیوود، مارتین اسکورسیزی، راننده تاکسی محصول سال 1976 رو ندیده باشید. فیلمی که اسکورسیزی رو خیلی بیشتر از قبل به جهان شناسوند و این فیلم رو برگ برنده کارنامه اسکورسیزی کنار بقیه آثار درخشانش کرد. احتمالاً در عرصه دوبلاژ، گوینده ای نیست که دلش نخواد جای رابرت دنیرو، بازیگر قدر و بی‌بدیل هالیو...
میان‌اپیزود سوم چکاوا، پیشکسوتان آینده03 May 202100:45:47
میان‌ اپیزود سوم چکاوا پیشکسوتان آینده
اپیزود سوم چکاوا، قسمت سوم روز دوبلاژ- سینما کریستال17 Apr 202100:47:46
اپیزود سوم چکاوا نمایی از سر در سینما کریستال محبوب فرانسوی، فارسی حرف می زند! دختر فراری اولین فیلم دوبله شده با زبان فارسی«از زمانی که کُلنگ این اتفاق در ذهن کوشان زده شد، به روزی فکر میکرد که اولین فیلم خارجی دوبله شده رو در ایران، روی صندلی سینما و کنار مردم ببینه. هفتاد و چهار سال پیش در تاریخ پنجشنبه، پنج اردیبهشت سال ۱۳۲۵، روزی خاص و متفاوت برای سینمای ایران رقم خورد، تماشاگرانی که به سینما کریستال رفته بودند، با حال و هوای متفاوت و عجیب غریبی مواجه شدند؛ فیلمی که هنرپیشه _ هاش خارجی بودند، اما فارسی صحبت می کردند، این رویداد شاید یکی از دلپذیرترین خاطره های مردم اون دوره باشه؛ خاطرهای که در اون روز در تاریخ سینمای ایران به‌عنوان «اولین اکران فیلم خارجی دوبله شده به زبان فارسی» ثبت و ضبط شد. بیننده های اون روز سینما کریستال بلیت تماشای فیلمی فرانسوی به ‌نام دختر فراری رو خریده بودند که محصول سال ۱۹۴۴ و نام اصلی‌اش «نخستین وعده ی دیدار» بود، اما کوشان برای جذب مخاطب و فروش بیشتر، اسمش رو به دختر فراری تغییر داد.» برای شروع قصه ی اکران فیلم سینمایی دختر فراری، بهتر است به چند سال قبل برگردیم و مروری به دهه ی بیست هجری شمسی داشته باشیم تا ببینیم داستان این راه پرزحمت و پرماجرا از کجا شروع شد؟دهه 1320 که کشور ایران به خاطر جنگ دوم جهانی اشغال بود، بر خلاف اون چیزی که تصور می کنیم، سینمای ایران اصلاً در موقعیت بدی نبود و اتفاقاً جایگاه خیلی خوبی داشت. در این سالها، کنجکاوی مردم برای اینکه از اخبار جنگ جهانی مطلع بشن، خیلی زیاد بود و نبودن وسیله های ارتباط جمعی مثل کمبود تلویزیون و گیرنده های رادیویی، باعث شد که سینمای ایران در جایگاه خیلی ویژه و مهمی قرار بگیره. اون زمان روسیه و انگلیس به امید گسترش نفوذ فرهنگی خودشون و ارائه ی بهترین خبرهای پیروزی متفقین، دنبال راه های جدیدی بودند و به این نتیجه رسیدند که از زبان ناطق فارسی استفاده کنند؛ چون خواست عموم مردم به فهمیدن اطلاعات باعث مراجعه ی خیلی زیاد تماشاگران به سینماها می شد. به خاطر همین، اولین ایده ی برگردوندن زبان فیلم‌های خارجی به فارسی، برای رونق سینماها و سود بیشتر شکل گرفت.کوشان در اون دوران و هنگام تحصیل تو دانشگاه برلین  سال 1319، به اداره ی شرق وزارت تبلیغات آلمان رفت و با «بهرام شاهرخ» که اون موقع در «رادیو ایران آزاد» کار میکرد همکار شد. بعد از رفتن شاهرخ، کوشان از اواخر تیرماه سال 1319 تا زمان اشغال ایران تو شهریور 1320، گویندگی و تهیه ی برنامه های رادیو ایران آزاد را به عهده گرفت و در عین حال گویندگی فیلم‌های مربوط به اخبار جنگی رو هم که آلمانی ها تهیه می کردند، انجام میداد. این اولین برخورد اسماعیل کوشان با جهان بزرگ و بدون مرز فیلم و سینما بود.کوشان درباره ی اولین جرقه و شروع تجربیات خودش در زمینهی دوبله گفته که:«در اواسط سال 1942 و اوائل سال 1321 شمسی، یک فیلم سینمایی ایتالیایی رو با دوبلهی آلمانی دیدم. اونقدر برگردوندن صدا ظریف و با دقت انجام شده بود که سبب حیرت من شد. وقتی که به استودیو اوفا برای انجام کارهایی که مونده بود رفتم، توضیحات دقیق و کاملی رو برای اولین دفعه از حرفهی دوبلاژ به دست آوردم و الان که به گذشته فکر می کنم، می‌بینم که همین کار معمولی و ساده، مقدمه ی میل و گرایش من به کار سینما شد.»  دکتر کوشان و همسرش دیانا روزهای آخر سال ۱۳۲۴ با قطار از راه بغداد به تهران اومدند و فیلم‌ها هم چند روز بعد از کوشان به تهران رسید. فیلم دختر فراری، روز پنجشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۲۵ در سینمای تازه‌تاسیس اون زمان (کریستال) روی پرده نقره‌ای سینما رفت و نزدیک به 2 ماه نمایش با قیمت بلیت ۸، ۱۰ و ۱۲ ریال، بیشتر از دویست هزار تومن فروخت.دیداری که برای ایرانیان بسیار جذاب شد.روایت کلی قصه ی فیلم نخستین وعده ی دیدار (دختر فراری)حالا بریم ببینیم قصه فیلم سینمایی فرانسوی «نخستین وعدهی دیدار» ساخته «هِنری دکوئن» چیه؟، قصه در مورد دختر جوون، مجرد و زیبایی به اسم میشلن چوازوِ که توی یتیم خونه زندگی می کنه و تنها آرزوش شروع زندگی جدیدی با یه مردی جوون و خوش‌تیپ و عاشق‌پیشَست. یه روز یه شخصی به آگهی او برای ازدواج در روزنامه پاسخ مثبت می ده و میشلن خوشحال و از همه جا بی خبر، شروع به خوندن نامه از طرف یه فرستنده ی ناشناس می‌کنه. میشلن حالا دیگر مطمئنه که عاشق شده و قرار ملاقاتی با شخص طرف مکاتبه‌ ترتیب میده. اما تو همین قرار ملاقاته که کاخ رؤیاها و آرزوهایش روی سرش خراب می شن و می فهمه که مرد رؤیاهای پشت این نامه‌ها، یه آدم میانسال و خجالتیه. ولی در آخر کار میشلن متوجه می شه که فرد میانسال، همون مردی نیست که براش ...
اپیزود دوم چکاوا، قسمت دوم روز دوبلاژ03 Apr 202100:20:24
اپیزود دوم چکاوا این اپیزود تقدیم می‌شود به ابوالقاسم تفضلی دانیل داریو تفضلی در ادامه نقل کرده است: *«من جای «لویی ژوردان» که نقش دانشجو رو بازی میکرد صحبت میکردم و دکتر کوشان جای استاد دانشگاه. صدای گرم و بسیار خوبی داشت. گوینده‌های مرد برای آرتیست‌های مرد فیلم کافی بودند، اما ما مونده بودیم که برای یازده بازیگر دختر فیلم که یکی از آنها دانیل داریو بود، چه‌کار کنیم. از دانشجوهای همراه ما جوانی بود به اسم «فکرت قزانلو» که پدرش کارمند محلی سفارت ترکیه بود. فکرت خواهری داشت به اسم «نوریه قزانلو» که در ایران درس آواز و اپرا خوانده بود و علاقه‌مند بود که به کنسرواتوار رم بره و رشته اپرا رو ادامه بده. نوریه صدای بی‌نظیری داشت. ازش خواستیم که به جای دانیل داریو صحبت کنه که خداروشکر قبول کرد. اما انتخاب بقیهی دخترها خیلی سخت بود. بالأخره تصمیم گرفتیم به چندتا از دخترهای یونانی فارسی یاد بدیم. مشکل بود، اما در نهایت انجام شد. دکتر کوشان آموزش همسرش دیانا رو به عهده گرفت و خواهرش لولا را بنده. با هر زحمتی بود، کار برای نمایش آماده شد. کارگردانی فنی دوبلاژ رو آقای کانیس کپ‌چاک و فرد دیگهای به اسم یورگوایلیادس انجام دادند و هیچ‌کدام ما نقشی در آن نداشتیم. وقتی کار دوبله تموم شد، بزرگترین و مجلل‌ترین سینمای استانبول را به نام سینمای هنری اجاره کردیم. البته قبل از هر کاری، موافقت عزیز طالبی و حسن پیرایش رو که سرمایه‌گذار فیلم بودند، جلب کردیم. اون‌موقع فارسی صحبت‌کردن دانیل داریو از عجایب بود و غوغایی به پا کرد. دوبلهی فیلم دوم با اسم دختر کولی راحت‌تر انجام شد، اما اون رو در ترکیه نمایش ندادیم. در این فیلم من برای اولین و آخرین بار شعری سرودم که در فیلم خوانده شد. جنگ جهانی رو به اتمام بود و هر روز آماده بودیم که آلمان هیتلری تسلیم شود. در همین اثنا، من و دکتر کوشان یک شراکت نوشتیم با سرمایهی یک میلیون لیره. بیست درصد از اون سهم ما بود، بدون اینکه سرمایه‌ای گذاشته باشیم و بقیه هم سهم عزیز طالبی و حسن پیرایش بود.» دکتر کوشان قبلِ اینکه به آلمان مهاجرت کنه، شرکت میترا فیلم رو ثبت کرده بود و از خوش یمنی روزگار، بعد این اتفاق، شرکت میترا فیلم دوباره فعالیت خودش رو شروع کرد. شرکت سهامی میترافیلم که دیگه در اون دوران به خاطر این اتفاق روزبه روز اعتبارش بیشتر از قبل میشد، برای خریدن فیلم های سینمایی دختر فراری و دختر کولی از «عزیز طالبی» و انتقال اونا به ایران، در اون زمان دستمزدی معادل هشت‌هزار لیره در نظر گرفت. روزهای آخر سال1324 بود که کوشان و تفضلی با عزیز طالبی وارد مذاکره شدن و فیلم‌های دوبله‌شده ی خودشون رو به پنج برابر قیمت خریدند. این فیلم‌ها در فروردین سال 1325 به ایران فرستاده شد. تفضلی در ادامه نقل کرده است:*«وقتی من رسیدم ایران، 25 اردیبهشت بود و فیلم دختر فراری بیست روز بود که با غوغایی وصف نشدنی در سینما کریستال نمایش داده میشد و میترا‌فیلم برقرار بود و دکتر کوشان تشکیلات حسابی و مفصلی براش در نظر گرفته بود. دفترمون در خیابان لاله‌زار نو، بعد از چهار‌راه کنت، در پاساژ ساعتچی بود. دکتر به جز من، شرکای دیگهای هم از بین اقوام و فامیل خودش انتخاب کرده بود. داییش دکتر عبدالحسین شیخ، شوهر خواهرش دکتر عباس واثقی، همسرش دیانا کوشان. دکتر کوشان مدیر‌عامل شرکت و من هم مدیر اداری اون شرکت بودم. دکتر کوشان تعریف میکرد شب اول نمایش در سینما کریستال هجوم مردم باعث شده بود که در سینما شکسته بشه. فیلم درآمد خیلی زیادی داشت و روایت شده که در شب افتتاح فیلم، احمد قوام، نخست‌وزیر و عده‌ای از وزرا و نویسندگان مطبوعات حضور داشتند. در اعلان‌های تبلیغی و دیوار‌کوبها ذکر شده بود که ستارگان فرانسوی فیلم به زبان فارسی سخن میگویند. فیلم دختر فراری اولین فیلمی بود که در ایران با صدای مبدل به عموم مردم نشون داده شد و گویندگان تونسته بودن به‌خوبی وظیفهشون رو انجام بدن و در تطبیق صدا با حرکات بازیگران و گنجوندن اصطلاحات زبان فارسی، دقت کامل رو به خرج بدن و حقیقتاً این فیلم رو خوب از کار  درآوردند.» و همینطور از اسماعیل کوشان بانی اصلی این اتفاق بزرگ نقل شده است که:مستند فانوس خیال*«در سال 1943 از تهران به وین مهاجرت کردم و در اونجا و در استودیو «وین فیلم» تقریباً تحصیلم تموم شده بود و اوقات بیکاری بود و به‌خصوص در زمان جنگ به‌خاطر بستن سرحدات و مرزها، اومدنم به ایران ممکن نبود و مجبور بودم اونجا بمونم. به همین خاطر رفتم در وین فیلم و حدود یک سال‌و‌نیم به‌عنوان کمک فیلمبردار و دستیار دوبلاژ مشغول به کار شدم. تا سال 1945 که اواخر جنگ بود، به استانبول در ت...
اپیزود یکم چکاوا، قسمت اول روز دوبلاژ27 Mar 202100:35:06
اپیزود یکم چکاوا این اپیزود تقدیم می شود به اسماعیل کوشان مقدمه:درود این پادکست چکاواست.ما در اینجا درباره صدا، گویندگی و دوبله صحبت می کنبماین پادکست شماره یک چکاواست و درباره اولین فیلم دوبله شده به زبان فارسی است. البته موضوع اولین فیلم دوبله شده، سه الی چهار اپیزود طول خواهد کشید.سرآغاز:این روزها، برای دیدن فیلما و سریالای مورد علاقمون ، با کمتر از پنج کلیک روی موس رایانه و لپتاپ، یا لمس گوشیهای آیفون و اندروید و یک جستوجوی کوچولو، خیلی راحت میتونیم به فیلما و سریالای ایرانی و جهانی مورد علاقمون اونم با زیرنویس دست پیدا کنیم. این اتفاقِ خیلی عادی، شاید تخیل و رؤیای هفتاد سال پیش عاشقای سینما و تلویزیون بود. تو دورانی که بعضیا برای اینکه مردم ایران بتونند فیلمی رو با زبون مادری خودشون ببینند، سختیهای زیادی کشیدند. ولی به خاطر اینکه باور داشتند هنر حد و مرزی نداره و توان این رو داره که از مرزها و کرانه ها بگذره، تصمیم گرفتند که زبون فارسی رو جایگزین زبون های خارجی کنند، تا مردم بتوانند فیلم‌های سینمایی خارجی را با زبون فارسی و با صداهای آشنا، داخل سالن های سینما تماشا کنند. اوائل این راه یکم سخت بود ولی به مرور زمان و با استعداد و هوش تعدادی هنرمند خلاق، مسیری باز شد که تا به امروزکه هفتاد سال از این اتفاق میگذره، لذتش  همچنان پابرجاست.ریحانه فضیلتیپیشگفتارشاید مهمترین دلیلی که باعث میشه یه نویسنده یا خالق یه اثر هنری، سراغ یه موضوع خاص و بگیره، این باشه که بقیه کمتر به سوژه ی مورد نظر اون پرداخته باشند. از وقتی که پدیده جذاب و پرطرفدار سینما به وجود اومد، مخصوصا بعدِ پیشرفت سریع تکنولوژی، تو همه کتابفروشیها و مراکز فرهنگی، کتابها، اپلیکیشنها و فیلم‌های آموزشی زیادی در مورد یادگیری دروس سینمایی وجود داره که هرکدومشون، حاوی کلیات تا جزئیات هر شاخه از حرفه‌هاییه که به سینما، یا به‌طور کلی آثار نمایشی مربوطند. در هر حرفه یا رشتهی نظری، همیشه یکی از این شاخه‌ها که برای کامل‌شدن یک اثر مکملِ خیلی مهمیه، ولی به خاطر اینکه که خیلی در معرض دید قرار نداره، در دسته‌ی مظلوم‌ها قرار میگیره، در اینجا قطعا منظورم از این مظلوم، هنر شیرین و عجیب (دوبلست). به طور کلی این هنر خلاقانه، نه فقط تو ایران که تو کل جهان، مظلوم واقع شده. مثلا، برای کامل‌شدن این پادکست، تاریخچه، فیلمها، مصاحبه ها، منابع صریح و حقیقی و مدارک و اسناد مربوط به اون، یکم سخت‌تر از رشته‌های دیگه سینمایی به دست اومد. ممکنه دلیلِ این کم‌لطفی، نبودن و نداشتن شناخت عمیق و درست از این حرفه باشه. در بیشتر اوقات، اونجوری که باید و شاید، به مهم بودن این هنر پرداخته نشده، ولی باید برای همه مشخص و مُسلم بشه که هنر دوبله، فقط برگردوندن یا ترجمه ی یک زبون به زبون دیگه نیست، بلکه در کنار این ترجمه، باید گفتاری وجود داشته باشه تا بتونه به کمک بینش، تلاش، خلاقیت، قدرت و در نهایت صدای عمیق و دل‌نشین و استعداد غریزی، با روح و جسمِ فرد گوینده عجین بشه. جمع همهِ  اینا، دوبله ی ایران رو در دهه‌های سی تا هشتاد تشکیل میده.توی این هفتاد‌وچهار سالی که دوبله پاش به ایران رسیده، بینندهای اهل فیلم و سریال، شصت سال طلایی رو به تماشا نشستن. مخصوصا اینکه، طبق روایت‌هایی که شده، دوبله ی ایران بعد از ایتالیا، حرفه‌ای ترین دوبله توی جهان به شمار میاد، اما گذشت زمان و بی‌توجهیِ کسایی که از قضا بیرونِ گود نشستن، باعث شد که این حرفه، بعدِ هفتاد‌وچهار سال، رونق و کیفیت قبل رو نداشته باشه. دلایل زیادی مثلِ مهاجرت یا فوت گوینده های حرفه‌ای و تکرار‌نشدنی، مشکلات مالی و بی‌توجهی به این صنف، نداشتن بستر مناسب برای پرورش گویندگانی مثل نسل‌های قدیمی و در نهایت به ‌روزشدن پخش و نمایش آثار سینمایی، زیرنویس‌شدن فیلمها و تماشاگرایی که ترجیح میدن صدای واقعی خود فیلم یا سریال رو بشنوند، باعث شد که حرفه دوبله از رونق و کیفیت قبل بیفته. انگیزه و هدفِ اصلی از این پادکست، تأکید بر اهمیت و جایگاه مؤثر و بالای دوبله تو دنیا و خصوصا ایرانه ؛ اینکه چه راه سخت و طولانی، ولی شیرین و تأثیرگذاری طی شده، تا اینکه دوبله ایران به جایگاه امروز خودش برسه. در این پادکست در مورد افرادی مثل «اسماعیل کوشان» و «ابوالقاسم تفضلی» که بانی خیر این اتفاق مهم شدند و اشخاص دیگه ای که به پرورش و رشد این اتفاق کمک کردند، صحبت می کنیم. باید بشنویم، اولین‌ها در این راه چه کسایی بودند که به قول معروف، میخ دوبله را جوری کوبیدند که تا به امروز که نزدیک به هفتاد‌وچهار سال از این اتفاق میگذره، میتونیم در این خاک، به هنری که ترکیب ذات و تلاشه، افتخارکنیم.دوبله تو ایران مظلومه چون؟- هیچ جایگاه و جایزه های ...
اپیزود بیست و دوم چکاوا،روبیک منصوری23 Jan 202401:01:00
اگر گذرتان به فیلم های فارسی افتاده باشد قطعا نامش را می شناسید. روبیک منصوری. متخصصی در مقام صدابردار و کارگردان بزرگ صدا در سینمای ایران. به قول همکارانش سینمای ایران تا ابد وامدار این هنرمند ارمنی میباشد. کسی که موسیقی را خوب می شناخت و هنوز هم آثارش، مثل یک سمفونی جاودان و شنیدنی است.
اپیزود بیست و یکم چکاوا،سعید مظفری(قسمت دوم)03 Aug 202300:41:16
اپیزود بیست و یکم چکاوا سعید مظفری (قسمت دوم) نمیشه 60 سال هنر رو توی یه پادکست خلاصه کرد و پرداختن به تمام فعالیت های درخشان و گسترده سعید مظفری کار راحتی نیست.اگه گویندگی این هنرمند رو در فیلم های محمدرسول الله به جای زُیِبر، شرلوک هولمز به جای جود لا، یوزپلنگ به جای رضا رویگری، آوار به جای مجید مظفری، مومیایی به جای برندن فریزر، مرد عنکبوتی به جای ویلم دفو و مایکل کیتون، ناخدا و فرمانده به جای راسل کرو، توقف‌ناپذیر به جای کریس پاین، دفترچه امیدبخش به جای بردلی کوپر، عملیات فورچون به جای هیو گرانت و سریع خشن به جای پل واکر فقید رو هم در نظر بگیریم، تازه یک سوم فعالیت های این هنرمند درخشان هم نیست و کارنامه پربارش کاغذها، مستند ها و پادکست های زیادی رو میطلبه.تلویزیونقصه های دنباله دار هم به اندازه فیلم هایی که در کمتر از چند ساعت تکلیف بیننده رو روشن میکنند جذاب و تماشاییه.از وقتی پای سریال های خارجی با قسمت های زیاد، به شکل جدی به تلویزیون ایران باز شد، صدای زیبا سعید مظفری، گوینده یکی از شخصیت های پر طرفدار این سریال ها بود.اوشینچطوره از یکی از پر طرفدارترین و تاثیرگذار ترین سریال های بعد از انقلاب، اوشین شروع کنیم. و صدای سعید مظفری که روی ریوزو با بازی شیرو نامیکی شوهر اوشین خوش درخشید.ریوزو یک شخصیت حامی، وفادار، خوش قول و تلاشگر بود که قدم به قدم مسیر سخت زندگی رو با اوشین گذروند.صدای مظفری به خودی خود و تا زمانی که خودش به میکروفون اجازه بده، صدای معصوم و مهربونیه و ترکیبِ این صدای معصوم با شخصیت وفادار و عاشقِ ریوزو، به موندگاری این نقش کمک زیادی کرده.در کنار تمامی این ها، ریوزو مثل هر مرد ژاپنی دیگه ای توانایی‌های مبارزه‌ داره و این تجربه و مهارت ها این امکان را میداد تا از اوشین را در برابرِ تهدیدا محافظت کنه.از اونجا که ریوزو هم مثل هر شخصیت دیگه ای زندگی پیچیده و پر فراز و نشیبی داشته، صدای مظفری رو این نقش هم به اندازه ریوزو سختی ها رو درک کرد تا قصه برامون به یاد موندنی تر بشه.پزشک دهکدهبا وجود گویندگی های زیاد سعید مظفری در مدیوم تلویزیون، اما مردم دوست دارند که صدای این هنرمند رو با سالی پزشک دهکده با بازی جو لاندو به یاد بیارن. چون معتقدند بیشتر از هر شخصیت دیگه ای در این جعبه جادو، صدای مظفری برای بایرون سالی ساخته شده.سالی یک جنگجوی سابق و شخصیت محبوب در دهکده ست که با دکتر کوین وایک رابطه‌ی نزدیکی داره و به عنوان یک عاشق واقعی طبیعت و محیط زیست شناخته میشه.به همون اندازه که لاندو به شخصیت سالی، با حساسیت و دقت زیادی پرداخته. مظفری هم  تونسته امانت دار خوبی برای احساساتِ ژرف و عمیقِ این بازیگر باشه. اون با صدای مطمئن و دل نشینش، لحظاتِ ترس، اندوه، تردید و خوشبختی این مرد قدرتمند و به تصویر کشیده و با احساسات، عشق و وفاداری این بازیگر تعامل زیادی پیدا کرده.لاستهمه ما طرفدارهای فیلم و سریال، اوقات جذابی رو با سریالِ خوش منظره و جذاب لاست یا همون گمشده گذروندیم، سریالی که با یک سقوط هواپیما و آواره شدنِ مسافرهاش شروع میشه و ما رو میزبان جزیره سحرانگیزی میکنه که هر چی پیش میره، عجیب و عجیب تر میشه.ساویر یا جیمز فورد با بازی بی نظیر و تراش خورده جاش هالووی در سریال لاست، یکی از شخصیت‌های پیچیده و جذاب این سریاله که به عنوان یکی از بازمانده های پرواز 815 به ما معرفی میشه.بازی راز آلود و زیرپوستی، در کنارِ چهره خشن و جذابِ هالووی فقط یک ویژگی برای کامل شدن لازم داره، اون هم صدای زیبا و قدرتمند سعید مظفریه که با حس مرموزی و پنهان کاری که در صداش به وجود اورده، این نقش رو به یکی از دلپذیرترین و اسرارآمیزترین شخصیت های این سریال تبدیل کرده و با ریزه کاری ها و جزئیاتی که برای این نقش در نظر گرفته، لایه های عمیق تر این نقش رو با صدای خاصش برای ما روشن تر میکنه؛ نقشِ مردی که گذشته سخت و تاریکی داشته و در این جزیره برای مواجه با چالش‌ها و بقا، دست و پنجه نرم میکنه.بازی تاج و تخترسیدیم به پر طرفدارترین سریال تاریخ جهان، که نه زمان داره نه مکان. فقط جنوبگان داره و شمالگان.و شاید همین دو ویژگی و نبودن تاریخ، سبب شده تا قصه هر چیزی رو که در ذهنش داره به تصویر بکشه و صد البته اقتباس این سریال از رمان فانتزی ترانه یخ و آتش هم برای بهترین شدن بی تاثیر نبوده.همینطور که از اسم سریال پیداست و قطعا همه دیدید، جنگ در همه جهان، سر تاج و تخته و هر کسی که قدرت داره تلاش میکنه تا اون تخت و تاج معروف رو به دست بیاره.اما صدای سعید مظفری به جای جیمی لانیستر در سریال، مثل خود نقش و بازی بسیار پیچیده و تکاملی طراحی شده. جیمی یکی از شخصیت‌های اصلی و مهم در قصه با بازی نیکولای کاستروالدوِ که د...
اپیزود بیستم چکاوا، سعید مظفری(قسمت اول)01 Aug 202301:09:53
از روزگار وسترن گرفته تا سرزمین های افسانه ای جنوبگان و شمالگانِ بازی پادشاهان یا دوره آخر الزمانی مردگان متحرک، تا آسیای شرقی، هند، سینمای هالیوود و کشور خودمان، صدای استاد سعید مظفری همراه و همسفر جاده ی سینما و تلوزیون برای ایرانیان جهان بوده و هست. صدایی با موج لطافت و نجابت که با آوای بینظیرش از کلینت ایستوود تا برد پیت، آمیتاب باچان، جکی چان، جیمزباند و بسیاری از جنتلمن های سینمای جهان را نوازندگی کرده است.
اپیزود نوزدهم چکاوا، حسین شایگان23 Jul 2023
اپیزود نوزدهم چکاوا حسین شایگان حسین شایگان، متولد نیمه مرداد ۱۳۲۵ قزوین است. او مقطع ابتدائی و متوسطه را در دبستان و دبیرستان پهلوی گذراند و سال ۱۳۴۳ برای تحصیل در رشته شیمی وارد دانشگاه تهران شد. سال ۱۳۴۴ به انگلستان سفر کرد و در South Wales شهر نیوپورت و دانشگاه بیرمنگام به تحصیل رشته مهندسی شیمی پرداخت. از ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۱ بعد از سربازی به استخدام در شرکت ملی صنایع پتروشیمی‌ در آمد. در سال ۱۳۵۳ همزمان کار ترجمه را در استودیو کاسپین و تلویزیون آغاز کرد. سال ۱۳۶۵ به کار مهندسی بازگشت و در نهایت با تاسیس شرکت بتون آماده (شرکت آرک بلوک) و بعد شرکت ایلیاد در زمینه تولید پنجره‌های UPVC مشغول به فعالیت شد.بازگشت مجدد ایشان به تلویزیون در سال ۱۳۷۸ در مقام مشاور، کارشناس و مترجم بوده است؛ و این همکاری تا شروع همه‌گیری کرونا ادامه داشت. از آثار مشهور ترجمه شده توسط ایشان می توان به موارد زیر اشاره کرد:تسویه حساب، مخمصه، تایتانیک، سر آلفردو گارسیا را برایم بیاور، هاراگیری، شرایط انسانی، هفت سامورائی، ریش قرمز، زندگی در ترس، یوجیمبو، دودسکادن، سریر خون، مویه کن سرزمین من، گرگ‌های آبی (چنگیز خان)، بینوایان، داستان دو شهر، مغازه عتیقه فروشی، دوریت کوچولو، آلیور توئیست، آرزوهای بزرگ، دیوید کاپرفیلد، خانه متروک، مجموعه تلویزیونی خانم مارپل، هاچ زنبور عسل، حنا دختری در مزرعه، بل و سباستیان، بچه های کوه آلپ، بلفی و لیلی بیت، گوریل انگوری، اشکها و لبخندها، آرگو، گلادیاتور، مرد سیندرلائی، رابین هود، مرد فیل‌نما، اژدهای سرخ، الیس، دو پاپ، جامه‌دار، پدر، متخصص، روباه صحرا، برخورد نزدیک از نوع سوم، ای. تی، پدرخوانده، باراباس، فرمان گمشده، مشت، کرامول، سایونارا، هملت، مکبث، دانی براسکو، مجموعه‌های تلویزیونی کلمبو، مک میلان، دود اسلحه، الری کوئین، مرد نامرئی، جنایات و مکافات، زندگی جین آستین و بسیاری دیگر.
اپیزود هجدهم، سعید مقدم منش19 Jun 202300:36:52
در این اپیزود به بررسی آثار درخشان و زندگی نامه ی یکی دیگر از صداهای ماندگار خواهیم پرداخت. گوینده نقش نیکلا در دوبله مجدد فیلم نخستین وعده دیدار (اولین فیلم دوبله شده به فارسی) که توسط چکاوا منتشر گردید و همچنین امپراطور افسانه ی جومونگ، کاراگاه خبره ی سریال رکس، سوسک دوست داشتنی در نیک و نیکو و خیلی از کارکترهای نام آشنای سینما و تلویزیون که صدایشان را از ایشان وام گرفته اند. اخلاق خوب و تواضع استاد مقدم منش از دیگر صفات شاخص این هنرمند می باشد که زبانزد همکاران و شاگردان ایشان است. اگر شما هم از علاقمندان به دوبله و گویندگی یا از مخاطبان سینما و تلویزیون هستید شنیدن این اپیزود را از دست ندهید.
اپیزود هفدهم چکاوا، بهروز رضوی17 Apr 202301:09:54
صدای داستان را زیاد کنید! اگر حتی یک بار به شنیدن "داستان شب" نشسته باشید یا علاقمند به داستان های صوتی باشید این جمله برای شما آشناست. این بار به شنیدن قصه ی شب و روز مردی بنشینید که صدایش یادآور کتاب است. صدایی که بیشترین تعداد کتاب را در ایران خوانده است. فرقی نمی کند مخاطب رمان های خارجی و ایرانی، داستان های کوتاه یا اشعار و ادبیات فاخر. . بهروز رضوی صاحب همان صدایی است که از آنونس های سینمایی، تیزرها، مستند ها، داستان ها و رمان ها و ادبیات و شعر گذر کرده و خیلی آسان در قلب هر شنونده ای جا خوش کرده است. شاید برای یک نفر لالایی گفته باشد، برای دیگری شعر خوانده باشد و برای خیلی های دیگر داستان هایی را تعریف کرده باشد. صدایی آشنا با ادبیات از حافظ و سعدی و مولوی گرفته تا سهراب و اخوان و... . صدای دلنشین و گرم بهروز رضوی با هر اثری آشناست. اما چگونه این صدا از کویر دل گذشت و خودش را از اتاق های تاریک گویندگی به گوش و دل همه ی مردم ایران رساند؟ اپیزود 17 پادکست چکاوا ادای دینی است به عالیجناب بهروز رضوی و 50 سال خاطره سازی و قصه گویی. تقدیم به استاد بهروز رضوی و مردم فرهیخته و ادب دوست ایران زمین. اما چگونه این صدا از کویر دل گذشت و خودش را از اتاق های تاریک گویندگی به گوش و دل همه ی مردم ایران رساند؟ این اپیزود تقدیم به استاد بهروز رضوی و مردم فرهیخته و ادب دوست ایران زمین.
اپیزود بیست و ششم چکاوا،شهر قصه (قسمت اول)10 Oct 202401:01:43
شهرقصه. شاهکار بیژن مفید، نمایشی که هنوز هم با گذشت ۵۰ سال، آیینه ی تمام نمای جامعه ی ایرانی است. شاهکاری که تئاتر و نمایش ایران تا ابد وامدار آن است. در این مجموعه اپیزود ها، شهرقصه را از ۴ جانب بررسی کردیم: ۱. بیژن مفید و ساخت شهرقصه ۲. نمایش شهرقصه و حواشی آن ۳. موسیقی نمایش شهرقصه ۴. فیلم سینمایی شهرقصه اگر شما هم به دنبال یک اپیزود نوستالژی و دلتنگ دوران طلایی هنر ایران هستید، اپیزود را بشنوید !
اپیزود بیست و هفتم چکاوا،شهر قصه (قسمت دوم)30 Oct 202400:42:15
شهرقصه. شاهکار بیژن مفید، نمایشی که هنوز هم با گذشت ۵۰ سال، آیینه ی تمام نمای جامعه ی ایرانی است. شاهکاری که تئاتر و نمایش ایران تا ابد وامدار آن است. در این مجموعه اپیزود ها، شهرقصه را از ۴ جانب بررسی کردیم: ۱. بیژن مفید و ساخت شهرقصه ۲. نمایش شهرقصه و حواشی آن ۳. موسیقی نمایش شهرقصه ۴. فیلم سینمایی شهرقصه اگر شما هم به دنبال یک اپیزود نوستالژی و دلتنگ دوران طلایی هنر ایران هستید، اپیزود را بشنوید !
اپیزود بیست و هشتم چکاوا،شهر قصه (قسمت سوم)13 Nov 202400:53:15
شهرقصه. شاهکار بیژن مفید، نمایشی که هنوز هم با گذشت ۵۰ سال، آیینه ی تمام نمای جامعه ی ایرانی است. شاهکاری که تئاتر و نمایش ایران تا ابد وامدار آن است. در این مجموعه اپیزود ها، شهرقصه را از ۴ جانب بررسی کردیم: ۱. بیژن مفید و ساخت شهرقصه ۲. نمایش شهرقصه و حواشی آن ۳. موسیقی نمایش شهرقصه ۴. فیلم سینمایی شهرقصه اگر شما هم به دنبال یک اپیزود نوستالژی و دلتنگ دوران طلایی هنر ایران هستید، اپیزود را بشنوید !
اپیزود بیست و نهم چکاوا،شهر قصه (قسمت چهارم)27 Nov 202400:32:33
بررسی فیلم سینمایی شهرقصه، اثر منوچهر انور، با اقتباس از تئاتر موزکال بیژن مفید! با حضور استاد مجید مظفری در مصاحبه اختصاصی با چکاوا. این قسمت آخر از مجموعه اپیزودهای شهرقصه هست. در این مجموعه اپیزود ها، شهرقصه را از ۴ جانب بررسی کردیم: ۱. بیژن مفید و ساخت شهرقصه ۲. نمایش شهرقصه و حواشی آن ۳. موسیقی نمایش شهرقصه ۴. فیلم سینمایی شهرقصه اگر شما هم به دنبال یک اپیزود نوستالژی و دلتنگ دوران طلایی هنر ایران هستید، اپیزود را بشنوید !
اپیزود سی ام چکاوا،پیجر قسمت اول29 Jan 202500:32:57
پیجرها، ناجی های پشت میکروفن هستند که هیچوقت نامی از آنها برده نمی شود. آنها رسالت بزرگی دارند و آن هم همراهی و راهنمایی میلیون ها انسان است. اما بعضی جاها نقش آنها حیاتی تر است و صدایشان جان انسان ه را نجات می دهد. جایی مثل بیمارستان! در این اپیزود درباره تاریخچه پیجر صحبت خواهیم کرد، به مکان هایی که پیجر در ان حرف برای زدن دارد اشاره میکنیم و خاطراتی در این باره خواهیم شنید. اگر شما هم علاقمند به دنیای صداهای خاطره ساز هستید، این اپیزود را از دست ندهید.
اپیزود سی و یکم چکاوا،پیجر قسمت دوم13 Feb 202500:44:29
این اپیزود دوم با موضوع پیجر است. که درباره ی پیجرهای راه آهن، فروشگاه، مدرسه و زندان صحبت کردیم. پیجرهایی که برای همه ی ما خاطره ساز و تاثرگذار هستند اما کمتر از آنها یاد شده است.
اپیزود سی و دوم چکاوا،پیجر قسمت سوم22 Feb 202500:46:22
این اپیزود سوم با موضوع پیجر است که درباره ی پیجرهای فرودگاه صحبت کردیم. قلب تپنده ی فرودگاه که نظم و آرامش را با صدایشان به مسافران میبخشند. پیجرهایی که برای همه ی ما خاطره ساز و تاثیرگذار هستند اما کمتر از آنها یاد شده است.
اپیزود سی و سوم چکاوا،پادکست ناشنوایان18 Mar 202502:04:15
در این قسمت از پادکست چکاوا، با نغمه‌های سکوت همراه می‌شویم و دنیای نشنوایان را کاوش می‌کنیم. از چالش‌ها و زیبایی‌های زندگی‌شان می‌گوییم و راه‌های همدلی و درک متقابل را می‌آموزیم. با ما باشید تا در این سفر، صدای آن‌ها را بشنویم و به دنیای بی‌صدا، رنگ و صدا ببخشیم. این اپیزود مصاحبه ی آقای محراب بیگی از چکاوا با آقایان، محمدعلی خبیر و محمدحسین رحیم زاده از پلتفرم لیندو فیلم می باشد.
اپیزود سی و پنجم چکاوا،صدای آپارات17 Apr 202500:07:32
یک آپارات، یک صدا، و نوری که از دل تاریکی می‌تابید و صدای چرخدنده های آپارات که قصه را روایت میکرد... در این اپیزود سفری خواهیم داشت به روزگاری که آپارات، دریچه ای بود به اقیانوس بی کران سینما.
اپیزود سی و چهارم چکاوا،تلفن چرخان10 Apr 202500:08:48
تلفن های قدیمی چرخون رو یادتونه؟ همونایی که روزگاری ساعت ها کنارش مینشستیم و هنگام صحبت باهاش سیمش رو دور انگشتامون میپیچیدیم! توی این اپیزود هم قراره خاطره بازی کنیم اما این بار متفاوت...
اپیزود سی و ششم چکاوا،زنگ موبایل26 Apr 202500:11:46
زنگ‌های قدیمی فقط صدا نبودند، دریچه ای برای خاطره بودند. تو این اپیزود برمی‌گردیم به روزایی که با یه زنگ ساده، دلمون می‌لرزید. نوکیا، سونی‌اریکسون، و خاطره‌هایی که هنوز تو گوشمون زنده‌ن.
© My Podcast Data · Projet indépendant · Données issues d'Apple & Spotify